نامه دختر عاشق

By aramiss

ایمیل پسری به من قلب مرا جریحه دار کرد با گرفتن اجازه از او به شرطی که هویتش ناشناس بماند به من این امکان را داد که بتوانم شما را از محتویات نامه با خبر کنم تا خود شما دوستان عزیز به قضاوت بنشینید

متن نامه ارسالی به این شرح است

نامه دختر عاشق

( من چون شما را از هر کس ديگه ای به خود نزديکتر ميبينم، ميخام موضوعی را براي شما تعريف کنم که شنيدنش خالی از لطف نيست، خواهر يکی از دوستام که در آستانه جدایی از BF خودش هست از من خواست که وقتی ميرم تهران اين ، نامه را شخصاً به دست BF (که يکی از دوستان صميمی بنده هست (هست نه بود) برسونم)

وقتی که با يکی از دوستان رفتم خونشون نامه را بهش دادم،

ميدونی قبل از اينکه نامه را بخونه چکار کرد؟

…اونو پاره کرد و گفت که بهش بگو که ديگه تل و نامه نده

چون آقا ديگه هالشو کرده و ديگه به اون احتياجی نداره حالا عاشق یه دختر تهرونی شده

هيچ وقت فکر نميکردم سرنوشت اين 2 نفر که هميشه به عشق اونها حسوديم ميشد اينجوری بشه ، حالا فهميدم که عشق اين رفيق ما فقط بخاطر هوسش بوده نه بخاطره عشقش

به بهانه ازدواج زندگيشو تباه کرد

بعد از اينکه نامه را پاره کرد نشستم تمام تکه هاي کاغذ رو کنار هم گذاشتم تا بتونم متنشو بخونم!

الان هرچی فکر ميکنم که چطوری موضوع را براش (برای دختره) بگم! به نتيجه نميرسم شايد شما بتونی کمکم بکنی؟؟

ولی فکر کنم الان ديگه فهميده باشه چون تا حالا از جواب دادن به اون طفره رفتم

موقعی از اين ديوانه تر شدم که متن نامشو خوندم!

آخه آدم چقدر ميتونه پست باشه که به اين صورت از احساسات يه دختر سواستفاده بکنه، الان که با برادرش صحبت ميکنم ميگه که يه بار خواهرش ميخواسته خودکشی کنه که جلوشو گرفتند

ميدونی براي چی؟؟ بخاطره اينکه اون ديگه يه دختر نيست اون …..!

ميخواستم علتشو (علت خودکشی) به برادرش بگم ولی جراتشو پيدا نکردم ، آخه اونا نميدونن که دخترشون BF داشته…

حالا نميدونم چکار کنم………!

نميدونم اين همه ذوق و سليقه را از کجا اورده که انقدر قشنگ حرفشو بيان ميکنه شايد هم از نوشته هاي ديگران براي بيان حرفش استفاده کرده باشه ولی روی هم رفته خيلی خيلی سوزناک و دردآوره )

اين متن نامه….

نميدونم از کجا بايد شروع کنم، از احساسات مشترکمون بگم يا از جايی که ديگه مشترکاتی ديده نميشه. از روزهای حساس بگم که با هم اشک ميريختيم و با هم عاشق بوديم و با هم آهنگهای عاشقانه گوش ميداديم : (بردی از يادم، دادی بر بادم، با يادت شادم… )

يا روزهايی که ديگه عاشق بودن همش بهانه بود. نميدونم از کجا شروع شد، يک جورايی ديگه به هم اعتماد نميکرديم، نه من به اون و نه اون به من. اين سوءظن بزرگ و بزرگتر شد. طوری که ديگه نميگذاشت ما با هم آهنگ بخونيم، ديگه صدای بردی از يادم… دادی بر بادم… شنيده نميشد. ديگه اشکهامون با هم نميومد. اشکهامون موقعی ميومد که دور شدن همديگر رو از هم ميديدم.

دوست داشتم پيشت بودم. يادته هميشه ميخواستم بيام و بغلت بشينم. عشق بازيمون رو باورت ميشه که از ته ته قلب بودن؟ عشقمون رو دوست داشتم. خيلی خوب و پاک و خالص بود.

برای من يک نوع جديد از عاشق شدن بود. من که ديگه قدرت عشق رو باور نداشتم يکبار ديگه قدرت عشق تکونم داد. نميدونم بايد چی بگم. سعی ميکنم احساس تو رو نسبت به خودم بفهمم. حتی لحن نوشته هام عوض شده، نميدونم چی، ولی يک چيزی حرارت عشقمون رو کم کرده. نميخوام آتيش عشقمون خاموش بشه. ميخوام خودم و تو رو نجات بدم. گرمای عشقمون هميشه به من جون ميده که زندگی کنم ولی نميدونم چرا داريم سرد ميشيم. اصلا چرا هوا سرد شده؟ من سردمه.

داره پاييز ميشه. پاييز عشقمون داره از راه ميرسه.

هيچ ميدونستی از پاييز بدم ميادی ازش ميترسم. از برگهای خشک و از رنگهای پاييز بيزارم. بزار دوباره بيام کنارت. توی اين سرما فقط اون حرارت با تو بودنه که بدنم رو دوباره گرم ميکنه.

ببينم……تو سردت نيست؟

به من بگو که عشمون زنده است. بگو که ميتونم خودم و تورو نجات بدم. اين دوريها عجب بد درديه. کاش ميشد پيشت بودم. کاش ميتونستم رو زانوهات بشينم و تو با موهام بازی کنی. کاش با هم درمورد چيزهای بزرگ زندگی حرف ميزديم. يادته هميشه زياد سئوال ميکردم؟ يادته؟ يادته تا صبح با هم حرف ميزديم؟ يادته از با هم بودن سير نميشديم؟ پس چی شد؟ کجا رفت اون نزديکی؟

بهش بگو که برگرده، بهش بگو که ميخواد دختر خوبی باشه. مگه بهت نگفته بود که پای همه چی واميسه. مگه نگفته بود يا کاریرو شروع نميکنه يا اگه شروع کرد تا آخرش ميره.

راستی يادته يک امانتِ کوچولو پيشت گذاشت؟ دلش رو پيش تو امانت گذاشت و گفت تو رو خدا امانتدار خوبی باش.

من ديگه بدون اون امانت زنده نيستم. ای کاش قبل از مرگم دوباره صدات رو ميشنيدم يا دوباره شعرمون رو با هم ميخونديم. ميخواد بهت بگه که هنوز دوستت داره با اينکه بهش گفتی که ديگه نميخوايش و ميخوای بندازيش دور.

گفت که اصلا گريه نکرد، آخه به قول خودش بزرگ شده، خانم شده، آدم که بزرگ بشه که ديگه گريه نميکنه. مگه نه؟

ولی يواش کنار گوشت گفت که بدجوری بغض کرده. داشت توی دلش گريه ميکرد ولی خواست که قوی باشه و اشکش جاری نشه. آخه يک قولی بهت داده بود. ميخواست فقط با تو گريه کنه و با تو بخنده.

هميشه به خود باورانده ام که بزرگتر از آنی که بتوانم حرفهای حقيرم را بر ذهنت بنشانم … ولی با اين وجود کلامم را تقديمت ميکنم و اگر خواستار باشی نفسم را هم … و برايت می گويم … می گويم از محبت … دوستی و عشق … عشقی که باوراندنش به مردمان برای هر دوی ما کاريست بسی مشکل…

عزيزم…

به من بگو چگونه می توانيم به دوستان بفهمانيم والا بودن ارزش عشقمان را تا برهانيم يکديگر را از تمسخرها … گوشه و کنايه ها و همه موانعی که راهمان را سد می کنند…

چگونه می توانيم خواستار اين باشيم که تفاوت عشقمان از باقی درک کنند…

ميدانم يکديگر را در اين راه ياری خواهيم رساند … ولی آيا ممکن است؟! … فکر ميکنی آماده گی اش را دارند؟…!

امیدوارم….!

ولی عزیزم باز هم مهم نیست…!

مهم ماییم که باور داریم عشق … روح و وجود یکدیگر را…!

مهم ماییم که عشقمان را با منطق به وجود آوردیم…

و مهم ماییم که می کوشیم برای پرورش دادنش…!

پس ایمان داشته باش به این عشق پاک و فراموش کن هرآنچه را که در اطرافت تو را می آزارد.

اون حتی به خودش اجازه نداد که حداقل در پاکت نامه رو باز کنه!

دلم داره می سوزه!

آخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟

از شماخوانندگان می خواهم که جواب سوال این دوستمان را بدید با نوشتن مطلبی هر چند کم او را دلداری دهید راستی به نظر شما دختر چد درصد در حوادث پیش آمده مقصره؟

خوشحال می شم نظرات شما عزیزان را در این مورد بدانم.

17 پاسخ to “نامه دختر عاشق”

  1. mahsa bamaram می گوید:

    salam . be nazare man taghsire kar dokhtare boode . chon ye okhtar aslan nabayad ejaze bede ke ye pesar bekhad bahash …. dashte bashe . har kasi ke in karo az tarafe moghabelesh bekhad maloome ke vase havasesh mikhatatesh . pas taghsire khodesh boode ke har balaii saresh omade . va hala ham ke inghadr ashegheshe man age jash boodam enteghamooma az in pesare migiireftam . ya adam ajir mikardam ke beran daghonesh konann:D

  2. bitayekta می گوید:

    با خوندن این متن بغض قدیمیم دوباره مجال پیدا کرد خودشو نشون بده..راستش منم همچین چیزی داشتم با این تفاوت که نزاشتم واسم مشکل درست کنه اما خیلی راحت تر از اونی که فکر می کردم گذاشت و رفت…
    تنها ایرادی که میشه از این قشر دخترا گرفت اینه که زیادی خوبن و احساسات پاک دارن…
    ایشا الله مشکلش یه جور حل شه)):

  3. مهیار می گوید:

    منم امیدوارم که بتونه با این مشکل یه جورایی سر کنه و غیر از این هم چاره ای نداره و اما مهسا جون مگه همه چیز با انتقام و اجیر کردن تموم میشه نه عزیزم این خانم باید تموم گذشته شو فراموش کنه و فکر کنه که از اول چیزی نبوده هر چند سخته و باورش تقریبا نا ممکن ..کار دیگه ای از دستش ساخته نیست

  4. مهمان می گوید:

    سلام من هم در مورد این موضوع مینویسم…. زن ها و دخترها قدرتی دارند که اگر به آن توجه کنند زندگیشان بهشت میشود دیگر از زور گویی بر زنان خبری نیست.. قضیه کاملا برعکس است مردها باید مطیع آن ها شود لطفا لینک این وبلاگ را در وبلاگ خود قرار دهیدhttp://irpowergirls.wordpress.com

  5. امیر می گوید:

    سلام گلم باید بگم که این دختر باید با یکی از دوستای اون پسر دوستشه تا اون پسر بفهمه چه دردی داره نامردی کردن من خودم همینتور به سرم اومده ولی من پسرم از خدا میخوام قدرتی به این دختر بده تا این دختر بتونه تحمل کنه

  6. شرر می گوید:

    Be nazare man enteghamesho pas mide faghat sabr kon

  7. Elnaz می گوید:

    Akhe cheghad ma 2khtara bad shansim, bego akhe 2khtar bi kari asheghe in pesaraye havasi mishi, khanomi vaghti om pastfetrat azat…. Khast bayad midonesti ke faghat vase havash mikhad uro, vali khoda bozorge hanoz dir nashode bejaye pesar asheghe khoda shod komaket mikone, sabr kon sabrrrr

  8. هستي می گوید:

    سلام
    اول ازهمه سعي كن خودتوبه خاطراشتباهي كه كردي ببخشي وبعدسعي كن اونوببخشي هرچندسخته امااين واسه خودت بهتره تونبايدبگي چون به من خيانت كرد ديگه دوسش ندارم چون اون وقته كه بايدبه عشقت شك كني اون ادم متعهدي نيست پس به خاطر ازدست دادنش ناراحت نباش

  9. هستي می گوید:

    عزيزم اگه عاقلانه انتخاب ميكردي وعاقلانه رفتار ميكردي الان همچين حالي نداشتي توكيوازدست دادي كسي كه دوست نداشت توروواسه هوس ميخواست امااون چي ؟ كسي روازدست دادكه باهمه وجودش دوسش داشت وعشقش پاك بود حالاخودت بگو توبايدناراحت باشي يااون ؟كدومتون ضرركرديد

  10. هستي می گوید:

    هنوزم فرصت داري امااين دفعه درست شروع كن الان بهترين فرصته واسه نزديك شدنت به خدا باورش كن بهش اعتماد كن ازش بخواه تاكمكت كنه فكرنميكني خدا ميخواسته بهت بفهمونه كه تولياقتت بيشتر ازايناس واگه صبركني ومحكم باشي كسي روسر راهت ميذاره كه لياقت عشقتوداشته باشه

  11. محمد می گوید:

    اون پسر خيلي نامرده ، اگه اين مطب مي خونه فقط يك سوال ازش دارم؟ شب ها چطور مي تونه با وجدان راحت بخوابه .خدا تلافي اون دخترونه سرش در مي اره.

  12. آتوسا می گوید:

    نمیدونم چرا همه خره این پسره رو گرفتین و دارین برای این دختره اشک می ریزید. امکانش هست کمی کلانتر به موضوع نگاه کرد و شرایط اجتماعی ما را هم دید وضعیت آشفته اجتماعی اقتصادی فرهنگی و سیاسی رو هم کنارش گذاشت . ما همه یکجورایی قربانی هستیم بعضیها شانس فقط شانس بهتری دارند که دچار این نامرادیها نباشند . اسید پاشی نشن بعداز تجاوز به آنها خیانت نشه کلیپشون در اینترنت نیاد . در کل اگر بخواهیم ببینیم اینکه یک جورایی هزینه گذار رو باید پرداخت کرد کسی که تحمل شو نداره بهش خیانت بشه پس باید محافظه کارتر باشه . کسی که از این شاخه به آن شاخه می رود در نهایت آدم خوشبختی هم نیست کسی هم که ماتم می گیره خیلی هم حق به جانب نیست وضعیت آشفته مملکت امکان ثبات وضعیت فرهنگی و قوام آنرا از کنترل خارج کرده این حرج ومرج این داستانها را هم دارد. همیشه هزینه گذار ناچیز نیست مامردم ایران باید این هزینه گذار را بدهیم بخاطر اشتباهات متعددمان.

  13. مهدی می گوید:

    منم از خوندن این داستان عشق خاموش ناراحت شدم و میخواستم به اون اقا پسر بگم که اخه خدا رو خوش میاد دل دختری که اینقدر تورومیخواست بشکنی نه تو بگو خدا رو خوش میاد

  14. mojii می گوید:

    akhe cheghd namardi…..inrozha gf manam mikhad tarkam kone faghat vase harfaye dostash………dore zamoneye gandi shode……. 

  15. mohsen می گوید:

    salam
    man faghat narahat shodam

  16. h.m.j می گوید:

    با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم.حسین هستم 26 ساله از مشهد :
    تا این سنی که رسیدم هنوز ازدواج نکردم تا بحال دوست دختر هم نداشتم :
    وقتی بهم فشار زیاد میاد استمنا میکنم اما نه اینکه بگم کار خوبی هست…. اما از اینکه انسان چنین کارهایی بکنه با دختر مردم اونم اینجوری نامردی( پرده بکارتشو برداره ) همه بدونن دخترا موجوداتی بسیار پاک هستند و اگر کسی ازاین پاکی سوئ استفاده کند متمانا جوابشو خواهد دید مثل همین دوست عزیزمون که به خاطر این چیز به نظر جزءی میخواسته خودکشی کنه پس دلیلش اون پسر نامرد بوده که با اون این کارو کرده اون عزیز دل قصد ازدواج داشته با او نامرد ومن
    معتقدم اگر کسی پرده بکارت دختری را بهر دلیلی غیر از ازدواج بردارد تمامی کارها و مشکلات آن دختر تا آخر عمرش(خودکشی .سکته پدر و مادرش با شنیدن ین موضوع .خراب شدن آن دختر
    وتمامی مسائل مربوط به این قضیه بر عهده اوست) یه زمانی یادمه بین یه سری از پسرا مد شده
    بود مثلا امیر تا حالا چند تا پرده زدی؟ میگفت6 تا اوه پسر هنو از من خیلی عقبی 10 تا……..
    همین پسرو دیدم که کریستالی شده واز عقب هم میده…… اینم شد زندگی؟؟!!! آخه ما نژاد پاک آریایی متاسفانه خدارو که نمیشناسیم جواب کورش کبیرمونو چی میخایم بدیم آیا رومون میشه بگیم ما از نژاد تو هستیم . آره خوب این کارا همش از روی عقده ست که منم دارم ولی
    نباید اینجوری تیشه به ریشه خودمون بزنیم…….. آره منم دل دارم تا بهال چند بارم خاستگاری
    رفتیم همه اون دخترارو هم خیلی دوست داشتم که آخری اسمش آسیه بود و واقا دوستش داشتم اونم منو دوست داشت اما متاسفانه مادرش رضایت نداد گفت:دختر من لیسانس داره یکی میخواد هم سطح خودش یا بالاتر… از فامیلامون اومدن باغدارو ماشین آخرین سیستمو اینا
    راضی نشده جوابمون منفیه آسیه جون قصد ازدواج نداره…… به مادرم گفتم : آره خوب درسته که من دیپلم ردی ام ولی نه معتادم نه رفیق بازم نه اهل بازی با ناموس مردمم پس چرا میگن نه مگه همه چیز درسه اگه طرف
    زن باز باشه.معتاد باشه.رفیقباز باشه الان که این چیزا با آزمایشو قیافه که معلوم نمیشه وقتی میفهمن که کار از کار گذشته این خوبه ولی لیسانس باشه مگر همه دنبال خشبختی نیستند؟
    البته اینارو به خودشهم گفتم تازه پدرش هم چون منو تو محل کثب میشناخت راضی بود تازه وقتی مادرم مطرح کرده بود پدرش خوشهالم شده بود ولی متسفانه مادره راضی نمیشد این خوبه ؟!!! ولی این درست نیست که من یه دختری رو گول بزنم به بهانه ازدواج بعد شهوتیش کنمو
    پردشو بزنم بعدم بگم آخی عقده ام خالی شد نه اینکه رسم جوونمردی نیست …..گفتم آسیه انشاا… خوشبختشی خدای ما هم بزرگه تو قسمت من نبودی شایدم من لایق تو نبودم.
    خلاصه قدم ما برای دیگران که خیلی سبکه به 2 هفته نکشید که آسیه خانوم با پسر عمو جونشون ازدواج کردند……….. عزیزان سرتونو درد آوردم : سعی نکنید به دیگران نامردی کنید
    چون جواب هر چیزی متقابلا همان چیزه هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی……بیایید همه با انسانیت وآزادگی زندگی کنیم .به هم نارو نزنیم و همه چیز رو از راهش
    بریم جلو……..با آرزوی خوشبختی برای شما عزیزان…..خطاب به این دوست عزیزم هم باید بگم هیچ نگران نباش وسعی نکن برای جبران یک اشتباه اشتباه بزرگتری انجام بدی…نگران نباش توکلت به خدا باشه اون نا جوونمردم تقاسشو پس میده وآن خدائی که مارا از گل خشک آفرید همانا اوست یاری کننده ما فقط به اون توکل داشته باش امیدوارم خنده از لبهات نره و خوشبخت شی……….

  17. ميثم می گوید:

    متاسفم

پاسخ دهید