سوت نهم: فانتزی استمنا
خاطرات دوستان
یکی از فانتزیهای من، وقتی که با خودم ور می رم و حال میکنم اینکه جلو چشم شوهرم بطور همزمان با چندین مرد غریبه سکس داشته باشم سکس دسته جمعی و بقولی سکس گروهی، که تو مرکز کلی دست و پا لب و لوچه و کیرو خایه باشم، که همه تحریکات جنسی قابل تصور را همزمان حس کنم که چندین مرد حشری با کیرهای راست شده و خایه های آویزان شده بجونم بیفتن و تا دلشون بخواد منو بکنن .
دیشب همچو شبی بود شبی بیاد فانتزی عزیزم بیفتم. محمود طبق معمول رفت که به دوستاش سر بزنه و بعد از کلی سیگار کشیدن و تو سر و کله هم زدن ساعتهای 2 – 3 شب بیاد خونه . زود رفتم تو رختخواب . تو تخت بزرگی لخت و عریون دراز کشیده ام یه نفر لای پاهام رفته و داره چوچوله و در بهشتی می لیسه دوتا مرد یکی سمت چپ و یکی سمت راستم دراز کشیده هر کدوم داره با زبونش یه طرف صورت وگوشم رو می بوسه و می لیسه و با دست دیگر دارن نوک پستونامو می چلونن تو هر یکی دستم یک کیر سفت و سخت گرفته ام و به این فکر می کنم که بزودی همه این کیرا منو اشغال می کنن .
محمود کنار تخت رو یه صندلی نشسته از صحنه ای که می بینه کیف می کنه و داره با کیر شق شده اش ور میره بلند میشه و میاد جلو بر می گردم و رو دو زانو و دو دستم قرار می گیرم و باسنم را به عقب هل می دهم طوری که بهشتی ام از پشت کاملا بیرون بزنه محمود کیرشو می زاره تو دهنم و دهنم و می گاد یکی کیر دراز و کلفتش را ته در بهشتی ام فرو میکنه یکی دیگه جلو صورتم داره جلق می زنه و یکی سرشو برده زیر شکمم داره چوچوله ام را می لیسه،
آه آه آه…… دارم از هوس می میرم نفسم می گیرد و یکهو محمود آبش را در حلقو مم می ریزد یکی تو کس ملتهبم و دو تای دیگه آبشون را تو صورتم .
اکتبر 5, 2007 در t 10:24 ق.ظ |
خاطره جالبی بود. البته فکر کنم بیشتر یک داستان تخیلی بود اما بهر حال قابل تامل بود . راستی چطور وب نوشت بی ارزش حقیر را پیدا کردی ؟
ژانویه 7, 2008 در t 11:08 ب.ظ |
از اين جندهها زياد پيدا مي شه.بامنم حال مي كني؟
ژانویه 8, 2008 در t 11:50 ق.ظ |
با من تماس بگیر
مارس 16, 2008 در t 12:50 ق.ظ |
من که روم نمیشه در حضور چند نفر سکس بشم و تا حال چنین تجربه ای نداشتم .اما خوندنش برام خیلی جالبه
می 11, 2008 در t 2:28 ب.ظ |
منم دلم می خواد یکی چوچولمو لیس بزنهو با تمام قدرتش بمکه. داغ بشه تا آبم بیااااااااااد
سپتامبر 5, 2008 در t 12:14 ق.ظ |
منم بارها این فانتزی رو داشتم اما من مجردم
سپتامبر 20, 2008 در t 1:28 ب.ظ |
اگه قابل باشم هستم خدمتتون
اکتبر 10, 2008 در t 9:41 ق.ظ |
داستان سکسی می خوام
ژانویه 1, 2009 در t 10:50 ق.ظ |
درود من فواد هستم از اصفهان و داستان عشق يا ؟ pdf رو مي خاو البته اگه زحمتي نيست . ايميل من : bilisi_7500@yahoo.com ممنونم .
ژوئن 17, 2009 در t 2:41 ب.ظ |
سلام.بچه ها نامزدم از سینه هام بدس می یاد.همش میگه سینه لیمویی می خوام.می خواستم ببینم جز جراحی جوری میشه لیمویی کرد یا نه؟