Archive for ژانویه, 2008

بارداریهای نا خواسته

ژانویه 30, 2008

بارداریهای نا خواسته

میل جنسی یکی از امیال طبیعی بشر بوده و برای انسان بسیار لذت بخش میباشد مسائل مختلفی باعث می شوند که این لذت از بین برود یا کم شود یکی از ان مسائل بارداری نا خواسته است برای روشن شدن قضیه مثالی می زنیم :

دختر و پسری هستند که همدیگر رو خیلی دوست می دارند و از داشتن رابطه جنسی با هم لذت می برند این دو نفر مجبور هستند که رابطه جنسی خود را (به خاطر فرهنگ غلط جامعه ) مخفی نگه دارد یعنی مجبور هستند دور از چشم پدر ، مادر، دوستان، آشنایان و… با هم رابطه جنسی داشته باشند حال در این بین ناگهان حاملگی نا خواسته ایجاد می شود این دو نفر مجبور هستند یکی از این دو را را انتخاب کنند :

1- برای سقط جنین اقدام نمایند که این مسئله باعث تحمیل بار مالی بر دوش آنها خواهد شد ضمن اینکه این عمل (سقط جنین) می تواند عوارضی برای دختر داشته باشد و مشکل دیگری که دارد این است که این مسئله از دید پدر و مادر مخفی نمی ماند.

2- موضوع را با اطرافیان مطرح کنند.

واضح است که در شرایط کشور ما هرکدام از این راهها را که انتخاب کنیم چیزی جز افزودن بر مشکلات، کاری نکرده ایم .

به اینگونه افراد، تهمت های ناروا و ناشایست زده می شود، از کانون خانواده طرد می شوند (بخصوص دختر)، نسبتهای زشت به آنها میدهند خلاصه این افراد حق یک زندگی عادی را از دست می دهند و هر کسی به خود حق می دهد که به حریم خصوصی آنها وارد شود و همه اینها بخاطر فرهنگ غلط ماست .

یا مثلا زنی ( به علت های عاطفی ) با مرد دیگری رابطه جنسی برقرار می کند و حاملگی نا خواسته باعث آشکار شدن این رابطه می شود و مشکلاتی پیش می آید که همه می دانیم .

اما راه حل تمام اینها یک چیز است و آن این است که از حاملگی نا خواسته پیشگیری کنیم

( توجه داشته باشید که مسائلی مانند پاره شدن کاندوم ضمن آمیزش و … به عنوان حاملگی نا خواسته محسوب نمی شود زیرا اگر احتمال آبستنی بدهند از روشهایی مثل قرص روز بعد استفاده می کنند )

حاملگی نا خواسته یعنی اصلا دو طرف احتمال آبستی هم نمی دهند و از آبستن شدن دختر اطلاع پیدا نمی کنند تا وقتیکه علائم آبستنی پیدا شود (1- 3 ماه)

حال علل ایجاد حاملگی نا خواسته و احتیاطهای لازم را ذکر می کنیم :

1- ریختن مایع منی اطراف واژن می تواند باعث حاملگی نا خواسته شود زیرا اسپرم دارای تحرک بسیار زیادی است که می تواند به راحتی از انتهای واژن خود را به رحم برساند و با تخمک لقاح ایجاد کند یعنی اگر حتی رابطه جنسی بسیار سطحی باشد ( تا آنجا که پرده بکارت پاره نشود ) بخاطر همین دلیل ذکر شده حاملگی نا خواسته ایجاد می شود .

راه حل: استفاده از کاندوم در تمام روابط الزامی است زیرا باعث می شود این خطر به صفر برسد .

2- گاهی اوقات مایع بی رنگ قبل از انزال (که برای لغزنده کردن مجرا ترشح می شود) دارای اسپرم است این اسپرم توانایی باروی تخمک را دارا می باشد این نوع حاملگی نا خواسته در افرادی دیده می شود که به دلایلی از کاندوم استفاده نمی کنند و یا زمانی کاندوم را بکار می گیرند که به انزال نزدیک شده باشند یعنی بدون کاندوم آمیزش را شروع می کنند و در اواخر برای جلو گیری از آبستنی از کاندوم استفاده می کنند غافل از اینکه مایع قبل از انزال حاملگی نا خواسته ایجاد می کند .

راه حل: استفاده از کاندوم از ابتدای شروع آمیزش .

3- گاهی دو نفر با هم رابطه آزاد دارند (آزاد یعنی بدون وسائل پیشگیری) و در آخر کار موقع (انزال) شخص آلت خو را بیرون می کشد و مایع منی خو را در بیرون از بدن شریک جنسی خود می ریزد حال اگر فرض را بر این بگذاریم که آبستنی ایجاد نشده دختر و پسر دوباره لحظاتی بعد از دفعه اول آمیزش انجام می دهند این آمیزش باعث می شود اسپرمی که در مجرا آلت مرد مانده و هنوز زنده است و قدرت باروری دارد وارد واژن شده و ایجاد حاملگی ناخواسته کند .

راه حل الف: استفاده از کاندوم .

راه حل ب: ادرار کردن پس از هر آمیزش .

4- همانطور که می دانید تاریخ تخمک گذاری حدود روزهای 14 تا 16 دوره قاعدگی می باشد حال طبق این اصل اگر دختر و پسری دقیقا بعد از پایان خونریزی قاعدگی امیزش کامل (مایع منی در داخل واژن ریخته شود) انجام دهند احتمال آبستنی صفر است اما گاهی بندرت دیده می شود که همین حاملگی ناخواسته ایجاد می کند، اما همین نیز مهم است که علتهای آن این چنین است :

الف) سیستم بدن دختر به علت مشکلاتی مثل مشکلات هورمونی زودتر از موعد مقرر تخمگ گذاری انجام داده است که در نتیجه آبستنی نا خواسته صورت می گیرد .

ب) اسپرم که وارد واژن می شود در چینهای واژن یا رحم می ماند تا روز 14 تا 16 ایجاد حاملگی نا خواسته می کند .

راه حل : مسائلی که ذکر کردم هرچند احتمال وقوع اش کم است اما جای تامل و تفکر دارد اگر یکی از این احتمالات عملی شود آنوقت حاملگی نا خواسته داریم و …

پس هیچگاه کاندوم را فراموش نکنیم .

سرافراز و تندرست باشید.

با تشکر از دکتر امیر

همه چيز درباره کاندوم

ژانویه 26, 2008

همه چيز درباره کاندوم

• کاندوم چيست؟

کاندوم يک پوشش پلاستيکي بسيار نازک است که پس از سخت شدن و ايستادن آلت تناسلي مرد و پيش از ورود به واژن (آلت تناسلي زنانه) روي عضوجنسي مرد کشيده مي شود. از اين طريق هنگام انزال مرد مايع مني در داخل غلاف کاندوم ريخته شده و مانع ازتماس اسپرم مرد با ترشح هاي داخل واژن شده وازرسيدن آن به دهانه رحم جلوگيري مي کند.

امروزه کاندوم هاي زنانه نيزعرضه شده که خانم ها قبل ازنزديکي مي توانند آن را در داخل واژن خود قرار دهند.

در صورت استفاده صحيح، پزشکان کاندوم را به عنوان يک وسيله بسيار مناسب وکاملاً موثردر پيشگيري از بارداري و ابتلا به بيماري هاي مقاربتي مي شناسند و توصيه مي کنند.

کاندوم را با اسامي ديگري چون (کاپوت)، (عايق پلاستيکي) و ( غلاف) هم مي شناسند.

• چرا بايد از کاندوم استفاده کنيم؟

آنچه که امروزه نياز به شناخت و آموزش استفاده صحيح از کاندوم را ضروري مي کند، نقش موثر و اثبات شده آن در جلوگيري از بيماري هاي آميزشي و از جمله ايدز مي باشد. کاندوم بهترين محافظ در برابر بيماري هاي آميزشي محسوب ميشود. چون کاندوم صرفنظر از جنسيت افراديکه با يکديگر نزديکي جنسي انجام ميدهند، مانع از ارتباط و آميختن ترشح هاي داخلي و يا راه پيدا کردن ويروس هاي احتمالي به خون شرکاي جنسي مي شوند که اصلي ترين راه انتقال بيماري هاي آميزشي است.

استفاده از کاندوم با توجه به ارزان بودن و استفاده آسان آن در مقابل ابتلا به انواع بيماريهاي مقاربتي و ايدز امري عقلاني است، چرا که ابتلا به اين بيماري ها هزينه‌هاي درماني سنگين و خلاهاي رواني بسياري را درپي خواهد داشت.

به علت پايين بودن فرهنگ مصرف و کم بودن اطلاعات، گاهي افراد اظهار ميکنند که مصرف کاندوم باعث پايين آمدن لذت ميشود که اين فقط وهم و تفکر غلط است ومصرف کاندوم هيچ تاثيري در اين پديده ندارد.

• دلايل استفاده از کاندوم

1. کاندوم تنها وسيله اي است که قادر به پيشگيري از بيماري هاي آميزشي و از همه مهمتر ايدز است. در صورت استفاده صحيح و هميشگي

2. کاندوم يکي از مطمئن ترين راه هاي پيشگيري از بارداري ناخواسته در صورت استفاده صحيح و هميشگي است.

3. کاندوم بر خلاف بعضي از راه هاي پيشگيري از بارداري داراي هيچگونه عوارض جانبي نمي باشد.

4. کاندوم ها درشکل ها، رنگ ها، طعم و بو، بافت ها و اندازهايي متنوع ارايه مي شوند که مي توانند لذت در نزديکي را افزايش دهند.

5. کاندوم را مي توان به راحتي از داروخانه ها، سوپر مارکت ها و مغازه ها تهيه کرد و مانند ديگر راه هاي پيشگيري نيازي به نسخه پزشک ندارد.

6. کاندوم مشکلات موجود در نزديکي مانند زود ارضايي را کاهش مي دهند.

7. استفاده از کاندوم بسيار ساده است. تنها با کمي تمرين در مورد نحوه استفاده صحيح از آن شما قادر خواهيد بود از لذت ارتباط جنسي با اطمينان خاطر کامل بهره ببريد.

8. کاندوم را تنها در موقع نزديکي و همخوابگي بايد استفاده کرد. بر خلاف ديگر راه هاي پيشگيري که شما بايستي زمان مصرف و نوع استفاده از آن ها را مد نظر داشته باشيد.

• نکات مهم در مورد استفاده از کاندوم:

-از استفاده همزمان مواد چرب کننده، روغن، مواد ضد عفوني کننده پزشکي (لوسيون) و مشتقات نفتي مانند وازلين براي چرب تر کردن کاندوم خودداري کنيد. اين مواد مي توانند کاندوم را سوراخ ويا پاره کنند. تنها از ژل ها يا کرم هاي مخصوص و يا اسپرم کش هاي مکمل مخصوص که درداروخانه ها قابل دسترسي است استفاده کنيد.

- بسته حاوي کاندوم را بدقت و به آرامي باز نماييد و به هيچ وجه از قيچي و اجسام نوک تيز استفاده نکنيد.

- کاندوم را در حالت سخت شدن آلت تناسلي مردانه قبل از انجام نزديکي استفاده نماييد، زيرا در ترشحات مرد قبل از انزال نيز اسپرم وجود دارد. کاندوم بايد تمام طول آلت تا قاعده را بپوشاند.

- در هر بار نزديکي از يک کاندوم جديد استفاده شود.

- از هر کاندوم فقط يک بار استفاده کنيد.

- قبل از استفاده به تاريخ پايان مصرف آن توجه کنيد.

- از مصرف کاندومهاي تاريخ گذشته، چسبناک و شکننده بدليل افزايش احتمال پارگي اجتناب نماييد.

- کاندومها را از حرارت، نور، فشار و رطوبت دايمي دور نگاه داريد زيرا احتمال سوراخ شدن و پارگي در آن افزايش مي يابد و نمي توان به آن اطمينان کرد مثلا کيف پول جيبي شما که هر روز متحمل فشار است جاي مناسبي براي نگهداري کاندوم نيست.

• چگونگي استفاده از کاندوم مردانه

قبل از نزديکي و مقاربت:

1- با دقت بسته کاندوم را باز کنيد تا کاندوم پاره نشود.( از قيچي و يا چيزهاي تيزمانند ناخن و يا دندان براي باز کردن آن استفاده نکنيد). کاندوم را پيش از استفاده از حالت رول و پيچ خورده باز نکنيد.

2- اگر شما ختنه نکرده هستيد ابتدا پوسته بالايي را عقب کشيده کاندوم را برروي آلت تا انتهاي قسمت سخت آلت بکشيد. دقت کنيد که اگر احياناً کاندوم را برعکس بر روي آلت قرار داده ايد سعي نکنيد که مجدداً آن را برگردانيد. حتماً ازيک کاندوم جديد استفاده کنيد.

3- قسمت بالايي و نوک کاندوم داراي هوا مي باشد. با انگشتان خود آن را نگه داريد تا هواي باقي مانده تخليه شود و بعد کاندوم را برطول سخت آلت، ازحالت رول باز کنيد. دقت کنيد که هواي اضافي امكان پارگي كاندوم را بيشتر ميكند.

4- اطمينان پيدا کنيد که در قسمت نوک آن جاي خالي براي مايع مني وجود دارد و پاره نشده است. با کاندوم کشيده شده بر روي آلت آن را در نزديکي وارد کنيد.

5- بعد از نزديکي پيش از شل شدن آلت تناسلي اقدام به خروج آلت نماييد و به هنگام خروج حلقه انتهايي کاندوم را با دست نگه داشته همراه با آلت به دقت خارج کنيد تا مايع داخل آن درز نکند.

6- کاندوم را از روي آلت بيرون کشيده، در يک دستمال کاغذي پيچيده در سطل زباله بيندازيد. از دفع و انداختن آن در توالت خودداري نماييد.

برای بزرگ دیدن روی عکس کلیک کنید

کاندوم زنانه

• کاندوم زنانه چيست؟

کاندوم زنانه داراي جنس لاستيکي بسيار نازک، نرم و لطيف و بسيار راحتي است که دو حلقه قابل انعطاف درهردو سرانتهايي آن وجود دارد. يکي از اين حلقه ها کمک مي کند که کاندوم در داخل واژن خانم ها در آخر رحم ثابت جاي بگيرد. همزمان حلقه ديگر کاندوم بيرون واژن قرار دارد.

• کاندوم زنانه چگونه عمل مي کند؟

کاندوم زنانه از نوعي پلاستيک به نام پلي اورتان (Polyurethane) ساخته شده است. پلاستيک کاندوم زنانه قسمت داخلي، گردنه و لب هاي بيروني واژن (آلت تناسلي زنانه) را مي پوشاند. اين وسيله نيز مانند کاندوم مردانه از بارداري ناخواسته، انتقال ميکروب ها و ويروس هايي که مي توانند از طريق تماس جنس از جمله ويروس اچ. آي. وي. انتقال يابند، جلوگيري مي کند. اين وسيله مي تواند تا 8 ساعت قبل از تماس جنسي داخل واژن خانم ها جاي داده شود.

• طرز استفاده کاندوم زنانه

چگونه کاندوم زنانه جاي داده و استفاده مي شود؟

1- حالت راحت و مناسبي را پيدا کنيد. ممکن است شما ايستاده و يک پا را بر روي يک صندلي با زانوي خم شده قرار دهيد ويا بر روي زمين دراز بکشيد و پا ها را از زانو جم کرده و باز کنيد.

2- يک کاندوم زنانه را به صورتي که انتهاي باز آن به سمت پايين قرار دارد در دست بگيريد. با انگشت نشانه و انگشت ميانه قسمت داخلي حلقه را به سمت پايين خم کنيد.

3- قسمت داخلي حلقه را با هم نگه داريد، حلقه را داخل واژن کرده وتا قسمت رحم در کانال واژن وارد کنيد.

4- وقتي که به شکل مناسب داخل واژن جاي گرفت، حلقه بيروني اندکي بيرون آويزان خواهد ايستاد. در هنگام آميزش وقتي که آلت مردانه داخل واژن مي شود اين قسمت تنگ خواهد شد.

تذکر:کاندوم زنانه ممکن است که در ابتدا کمي سفت يا بسيار لغرنده باشد. قبل از استفاده براي نزديکي و آميزش، يکبار سعي کنيد تا آنرا وارد کرده و امنحان کنيد که جگونه استفاده مي شود. اطمينان حاصل کنيد که کاندوم در قسمت داخلي واژن عمودي و راحت بدون پيچ و تاپ جاي گرفته است.

در طول مدت آميزش

در هنگام آميزش مناسب خواهد بود اگر آلت مردانه را هنگام ورود به سمت داخل واژن با دست داخل کاندوم زنانه هدايت کنيد. حلقه خارجي ممکن است که در زمان مقاربت به سمت طرفين و يا بالا پايين حرکت کند. اين حرکت مشکلي نيست.

چگونه يک کاندوم زنانه را بعد از مصرف بيرون مي آورند؟

• براي نگه داشتن اسپرم درداخل کاندوم، حلقه قسمت خارجي را فشرده و بپيچانيد.

• به آرامي کاندوم را به سمت خارج حرکت داده و خارج کنيد.

• کاندوم استفاده شده را در سطل زباله دفع کنيد. از انداختن آن در توالت خودداري کنيد.

• از شستن و استفاده مجدد کاندوم خودداري کنيد.

برای بزرگ دیدن روی عکس کلیک کنید

تذکرهاي ويژه درمورد استفاده از کاندوم زنانه

• در هربار نزديکي از يک کاندوم جديد استفاده کنيد.

• هميشه وقتي که تماس جنسي داريد از کاندوم استفاده کنيد.

• با دقت کامل آنرا باز کنيد و سمت آنرا بيابيد.

• از استفاده همزمان کاندوم مردانه و زنانه خودداري کنيد چون بر اثر ساييدن احتمال پارگي آن وجود دارد.

• مراقب باشيد که کاندوم را با انگشت و يا چيزهاي ديگر پاره نکنيد.

• مواد لزج کننده و کرم هاي چرب کننده مناسب به اندازه کافي استفاده کنيد.

• از استفاده همزمان مواد چرب کننده، روغن، مواد ضد عفوني کننده پزشکي (لوسيون) و مشتقات نفتي مانند وازلين براي چرب تر کردن کاندوم خودداري کنيد. اين مواد مي توانند کاندوم را سوراخ ويا پاره کنند. تنها از ژل ها يا کرم هاي مخصوص و يا اسپرم کش هاي مکمل مخصوص که درداروخانه ها قابل دسترسي است استفاده کنيد.

• بهانه هايي براي عدم استفاده از کاندوم

بهانه هايي که ممکن است از اشخاص بشنويد تا از استفاده کاندوم طفره روند و پاسخي که مي توانيد بدهيد.

• آيا به من اعتماد نداري؟

– مسئله بر سر اعتماد داشتن نيست، آدم ممکن است که آلوده باشد بدون اينکه به آن آگاهي داشته باشد.

• من زماني که از کاندوم استفاده مي کنم احساس لذت ندارم.

– شايد يک راهي احتياج داري که مدت آميزش بيشتر ادامه پيدا کند و کاندوم براي رفع مشکل زود ارضايي کمک مي کند.

• من نمي توانم نعوذ بمانم وقتي که کاندوم را روي آلتم مي کشم.

– من در کشيدن آن به تو کمک خواهم کرد و کمک مي کنم که نعوذ بماني.

• من با خودم کاندوم همراه ندارم.

– من همراه دارم.

• من قرص ضد حاملگي استفاده مي کنم، تو احتياجي به استفاده از کاندوم نداري.

– من دوست دارم که به هر حال استفاده کنم. آن به ما کمک مي کند که آلوده گي هاي احتمالي پيش نيايد.

• اما من عاشق تو هستم.

– بنابراين تو کمک خواهي کرد که سلامت بمانيم.

• فقط همين يکبار

– يکبار مي تواند همه چيزي اتفاق بيفتد.

• من مي ترسم که فکر کند به او اعتماد ندارم اگر بگويم که کاندوم استفاده کند.

– وقتي که شما نتوانيد به او بگوييد احتمالاً به او اعتماد نداريد.

• از کجا مي توان کاندوم تهيه کرد؟

کاندوم را مي توان به راحتي از داروخانه ها، سوپر مارکت ها و مغازه ها تهيه کرد و مانند ديگرراه هاي پيشگيري تهيه آن نيازي به داشتن نسخه پزشک ندارد. در ايران مي توان از مراکز بهداشتي و مشاوره خانواده نيز آن را تهيه کرد.

حتما مي بايست از کاندومهاي شناخته شده و تست شده مصرف کرد چرا که سوراخهاي کاندوم ممکن است به اندازه ‌اي ريز باشد که فقط دستگاههاي الکترونيکي بتواند آن را تشخيص دهد ولي اسپرم و ويروس ميتوانند از آن عبور کنند و چشم معمولي قادر به ديدن آن نباشد، لذا حتما و هميشه از کاندوم‌هايي که صد در صد تست الکترونيکي شده مصرف کنيد.

در خريد آن به مارک کاندوم توجه کنيد که حتماً از مارکهاي معتبر باشد چرا که اخيراً برخي از کشورها اقدام به توليد کاندومهايي با مارک و حتي شکل بسيار مشابه به مارکهاي معروف کرده ‌اند که کيفيت اصلي آن را ندارد و تست نشده هستند.

همچنين کاندومهايي با عکسهاي سکسي وجود دارد که اکثراً کيفيت جالبي ندارند و بصورت غير اتوماتيک بسته‌بندي ميشوند و يا اگر هم وارداتي باشند بصورت قاچاق وارد ميشوند و اين گونه واردات ايجاب ميکند که کاندوم به صورت فله اي و تحت فشار و فاقد شرايط مطلوب وارد شود که اين امر خود از کيفيت آن مي کاهد. ذکر اين نکته حائز اهميت است که هيچوقت عکس روي کاندوم (بطور کلي هر کالايي) بيانگر کيفيت آن نيست.

منبع : سايت امداد ايدز

سوت دهم: دختر حشری

ژانویه 26, 2008

سوت دهم: دختر حشری

خاطرات دوستان

آشنایی من و شیرین اینجوری بود که من شماره تلفن خودم رو تو یه گپ – خونه (چت) به یکی از دوستاش داده بودم .

یه روز سر ناهار بودم که یکی زنگ زد و گفت که شماره رو از یکی از دوستای نزدیکش گرفته من که یادم نبود در هر صورت قرار گذاشتیم که همون روز یک ساعت بعدش همدیگه رو ببینیم خیلی می ترسیدم که نکنه می خواد یه اتفاق بدی بیفته ولی چون محل قرار نزدیک بود رفتم .

ظهر بود و هوا گرم ، روبروی … قرار داشتیم سر موقع اومد یه دختر قد بلند و تو نظر اول هم خوشگل خوشم اومد اما پای تلفن خیلی کلاس می گذاشت جوری که به خودم گفتم که من از پس خرج این بر نمی آم در هر صورت رفتیم پارک … خیلی ادعای درس خون بودن و با سواد و فهمیده بودن میکرد ولی من هم کم نیاوردم روز اول از خیلی چیزا گفت دختر باکره به نظر می اومد و من هم می ترسیدم حرف بدی بزنم خودش هم از بقیه دخترها بد می گفت سرتونو درد نیارم اون روز کلی با هم گشت زدیم وخیلی خسته شده بودیم اخرش شماره خودشو بهم داد و برای فردا تو پارک … قرار گذاشتیم .

همون فرداش یه ذره با من احساس راحتی بیشتری کرد وقتی تو پارک با هم ور می رفتیم فکر می کردم قصدی نداره ولی شب که برگشتم خونه زنگ زد و حرف س-ک-س رو پیش کشید یادم نیس چی شد که گفت من پرده حلقوی دارم پرسیدم یعنی چه گفت هر چی س-ک-س کنم معلوم نمیشه و تا بچه از شکمم خارج نشه پرده ام پاره نمیشه .

من دیگه فهمیدم که طرف باید خیلی وارد باشه بعد گفتش که قبلا س-ک-س داشته ولی فقط با بوی فریند(دوست پسر) قبلی اش، حدس زدم راست میگه ….

از من خیلی خوشش اومده بود دیگه کلاس گذاشتنش مهم نبود دختر مایه داری بود اما یه طوری تازه به دوران رسیده به نظر می رسید .

روز سوم آشنایی من برای شام خونه یکی از دوستام دعوت شده بودم و نشد که قرار بذاریم اما اومد تو کوچه مون و تا دم خونه دوستم باهام بود بعدش برای فردا قرار گذاشتیم تو همون پارک .

فرداش تو همون پارک نشسته بودیم البته یه جای خیلی خلوتی یه تی شرت تنم بود بهم گفت زیر تی شرتت زیر پوش داری ؟ گفتم نه گفت ببینم من هم زدم بالا سر شرتم بیرون بود گفت پس کیرت کو ؟

من جواب نداشتم دست انداخت رو شلوارم کیرم رفته بود پایین گفت کجاس؟ گفتم دستتو بنداز گفت چرا؟ باز دست زد و کیرمو پیدا نکرد چون پایین بود گفتم صبر کن تا بیارمش بالا کیرم شق شده بود از رو شلوار باهاش بازی می کرد دکمه هامو باز کردم چیزی هم نگفتم از زیر دست کرد و کیرمو گرفت ول کن هم نبود منهم داشتم می مردم چون که خیلی هال می داد خلوت خلوت بود جای دید هم نبود یه دفعه کیرمو در اورد من خودم ترسیدم گفتم اگه یکی بیاد چی ؟ جواب مو نداد و کیرمو کرد تو دهنش وای الانه که آبم بیاد کیرم راست راست ایستاده تا حالا کسی برام اینکارا رو نکرده بود ابم نیومد چون خودش یه لحظه به خودش اومد که نکنه کسی بیاد ، پا شدیم رفتیم یه تاکسی گرفتیم اما تو تاکسی هم ول نمیکرد هی از رو شلوار با کیرم ور می رفت تا اینکه یکی زدم رو دستش که ناراحت شد گفتم آخه راننده از تو آینه ما را می بینه، خلاصه بعد هر کی رفت خونش . تو خونه داشتم از شق درد می مردم چون آبم نیومده بود .

حالا روز چهار شنبه بود و می دونستم که روز جمعه خونه خلوت می شه زنگ زدم و برای روز جمعه گفتم که بیاد خونه ما ، شانس بد ما روز جمعه سرما خوردم ولی بی خیال شدم رفتم بیرون و یه بسته کاندوم سه تایی خریدم با یه ذره خوردنی و اومدم خونه و آماده شدم که ازش پذیرایی کنم .

وقتی اومد بردمش توی اتاق خودم و از چیزهایی که خریده بودم تعارفش کردم ولی نخورد مانتوشو در اورد گفت لباسم خوشگله ؟ گفتم آره خیلی .یه بلوز و دامن مشکی بود که توری هم داشت یه نگاه به پاهاش کردم دیدم خیلی سفید هستن من رو تخت نشسته بودم اومد جلو بغلم کرد و ازم لب گرفت .خیلی تو فرنچ کیسینگ ماهر بود مدت خیلی زیادی هی لب میگرفت زبونشو می کرد توی دهنم زبونمو مک می زد و من هم زبونشو مک می زدم . بعد لخت شدیم کرستشو باهم باز کردیم پستوناشو که می خوردم یه صدایی از خودش در می اورد که انگار با ده نفر یکجا س-ک-س داره بعد شرتشو کشیدم پایین و با یک انگشت کردم تو کس اش بعد دو تا از انگشتامو کردم و تو فشار دادم تا جایی که جا داشت، خیلی داد و بیداد می کرد عاشقانه نگاه میکرد و جیغ می کشید می گفت تا ته تا ته بکن تو ! بیا جلو که ببوسمت! اونقد جیغ می زد که می ترسیدم همسایه ها بشنون خودم یه شرتک پام بود کشیدمش پایین و از پاهام درش اوردم یه کاندم زدم رو کیرم و با اینکه هنوز کامل شق نشده بود کردمش تو کس اش گفتم چرا کس ات وا نمیشه ؟ آخه خیلی تنگ بود گفت تا تو نخوریش راه نمی ده می گفت تو باید یاد بگیری که اول کس را بلیسی و بخوری و بعد بری تو دروازه !

خلاصه بعد برگشت و گفت از پشت بکن توش ایندفعه کیرم راحت رفت تو کس اش و شروع کردم به کردنش

خیلی هم خسته بودم چون سرما خوردگی داشتم باسن اش هم جلوم بود و خیلی قشنگ همینطور که می کردمش با دست محکم می زدم روش طوری که خیلی سرخ شده بود اما او کیف می کرد و هی اه اوه می کرد بعد بیرون کشیدمش و او منو رو کمر برگردوند و کاندوم رو در آورد و برام ساک زد و دیدم که یه طوری شده یعنی حساب حشری دیگه حشری شده بود گفت بازم کاندوم داری یکی دادم تو دستش خودش واسم کاندوم زد و نشست رو کیرم و مثل اسب سوارها بالا و پایین می رفت بعد از مدتی دیدم جیغ عجیبی کشید و یه لرزی تو تنش افتاد گفت از تو که هنوز نیومده ؟ گفتم نه، پا شد و اومد با دستاش شروع کرد برام جلق زدن (البته بدون کاندوم) که یهو آبم اومد زد بیرون و رو دستش ریخت، رفت کلینکس آورد و دست خودش و سر کیرم و شکمم رو تمیز کرد بعدش هم اشکالاتمو تو س-ک-س بهم گفت .

مهدی- ر

پرسش و پاسخ ( سری پنجم)

ژانویه 26, 2008

پرسش و پاسخ ( سری پنجم)

ابتدا جواب سوال 17 از سری دوم پرسش و پاسخهای جنسی :

سوال 17- زنی هستم سی ساله و حدود دو سال است که ترشح زیادی دارم و موقع س-ک-س آنقدر ترشح دارم که کلافه می شم انواع کرمهای واژینال هم استفاده کرده ام آزمایش هم داده ام و گفته اند که سالم هستند آیا راهی به نظرتان می رسد ؟

جواب: ترشح واژن در زنان leukorrea نامیده می شود و علتهای مختلفی دارد از جمله :

1- عفونت واژن که شامل قارچ ،تبخال، سایر باکتریها ،سوزاک ،سیفلیس و … می شود

2- ساختار بدنی (فیزیولوژیکی) که در اکثر خانمها هست اما در گروهی می تواند خیلی زیاد باشد ویژگی این حالت این است که معمولا ترشحات بدن بدون بو و شفاف می باشد بعلاوه بعد از قاعدگی تا روز 14 بعد از قاعدگی زیاد می شود و پس از آن کم می شود

3- ممکن است ناشی از یک غده (سرطانی) باشد اما این امر بسیار نادر است

4- ماندن اجسام خارجی در واژن (گاهی در سنین کم) برای دختر بچه ها اتفاق می افتد

5- روانی : گاهی مقدار ترشحات طبیعی است اما فرد خیال می کند که مقدار ترشحات زیاده از معمول است

این خانم باید به پزشک زنان مراجعه و معاینه شوند و از پزشک خود بخواهید که آزمایش PAP SMEAR هم برایتان انجام دهد اگه نتیجه آزمایشات نشان داد که مشکلی ندارید در صورت ادامه احساس ناراحتی از وضعیت خود به یک روانپزشک مراجعه نمایید.

ادامه سوالات ….

سوال 31- پسری هستم 20 ساله وقتی به توالت می رم خود به خود آب منی از من خارج می شود، چرا؟

جواب: این حالت که برای شما پیش آمده طبیعی است در افراد سالم مایع منی که در کیسه بیضه جمع می شود وقتی میزانش زیاد باشد (بیش از گنجایش آن) مایع اضافی توسط ادرار (در موقع ادرار کردن) خارج می شود و این یک مسئله طبیعی است .

سوال 32- من در هشت سالگی به هپاتیت مبتلا شدم ولی نوع آن را نمی دانم مرکز انتقال خون هم از من خون نمی گیرد چگونه می توانم بفهمم که هپاتیت دارم ؟ اگه ازدواج کنم ممکنه هپاتیت به همسر و فرزندم هم منتقل بشه؟

جواب: هپاتیت یک بیماری فوق العاده مسری است و یکی از راههای انتقال آن مقاربتهای جنسی است شما باید با یک متخصص بیماریهای عفونی مشورت کنید و یک آزمایش hbs ab بدهید تا در مورد سلامتی خود مطمئن شوید .

سوال 33- اگر ممکن است لطفا درباره بیماری واریکسول، چگونگی ابتلا، علائم و درمان آن توضیح دهید؟

جواب: واریکسول یک بیماری بیضه است و اغلب در بیضه سمت چپ اتفاق می افتد این بیماری واریس عروق ( رگها ) بیضه است معمولا بدون علامت و نیاز به درمان ندارد اما گاهی موجب دردهای تیت کشنده در کاله ران و بیضه می شود و گاه مسبب نازائی قلمداد می شود که درمان آن در این مورد جراحی می باشد عمل جراحی هم نسبتا ساده است و عوارض جانبی ندارد و بعد از ان مشکلات حل و زندگی شیرین تری خواهید داشت .

سوال 34- دوست پسرم می خواهد که من آب منی اش را بخورم چون می گوید از اینکار لذت می برد می دانم که اگر مریض باشد خوب ممکنه من هم مریض شوم ؟

جواب: خوردن آب منی شریک جنسی بشرط سلامتی کامل ایشان هیچ ایرادی ندارد و حتی باعث آرامش و ارضای روحی افراد می شود به شرطی که هر دو طرف به اینکار علاقه مند باشند .

سوال 35- لطفا کمی درباره این shemale که می گویند توضیح دهید ؟

جواب: این افراد دارای دو جنس هستند معمولا دستگاه تناسلی خارجی آنها مردانه است ولی سیستم هورمونی زنانه دارند این افراد از نظر ظاهری زن می باشند و معمولا با جراحی قابل درمان هستند البته در ایران هم امکان جراحی هست که باید با اجازه شورای پزشکی انجام گیرد .

سلام فاحشه!

ژانویه 23, 2008

سلام فاحشه!

salam

هان!؟ تعجب کردي!؟ ميدانم در کسوت مردان آبرومند، انديشيدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما ميخواهم برايت بنويسم .

شنيده ام، تن مي فروشي، براي لقمه نان ! چه گناه کبيره اي…! ميدانم که ميداني همه ترا پليد مي دانند، من هم مانند همه ام !

راستي روسپي! از خودت پرسيدي چرا اگر در سرزمين من و تو، زني زنانگي اش را بفروشد که نان در بيارد رگ غيرت اربابان بيرون مي زند اما اگر همان زن کليه اش را بفروشد تا ناني بخرد و يا شوهر زنداني اش آزاد شود اين «ايثار» است ! مگر هر دو از يک تن نيست؟ مگر هر دو جسم فروشي نيست؟ تن در برابر نان ننگ است. بفروش ! تنت را حراج کن… من در ديارم کساني را ديدم که دين خدا را چوب ميزنند به قيمت دنيايشان، شرفت را شکر که اگر ميفروشي از تن مي فروشي نه از دين.

شنيده ام روزه ميگيري، غسل ميکني، نماز ميخواني، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داري، رمضان بعد از افطار کار مي کني، محرم تعطيلي ! من از آن ميترسم که روزي با ظاهري عالمانه، جمعه بازار دين خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پيش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطيل نکنم! فاحشه… دعايم کن!

دختری به نام ستاره (قسمت دوم)

ژانویه 21, 2008

دختری به نام ستاره (قسمت دوم)

(خاطرات خودم – دوران سربازی)

با این جوابش دیگه حرفی نزدم بسته را باز کردم و لباس را برانداز کردم

ستاره گفت :

- خوشت می یاد؟ قشنگه ؟

تشکر کردم و گفتم ولی… ، ستاره لباس را از من گرفت و گفت اگه دوست نداری می خوای برم عوض اش کنم

گفتم : نه خیلی هم خوبه

هیچ نمی تونستم باور کنم که چراستاره انقدر به من محبت می کنه!

با لبخندی که ستاره زد گفت : اگه نمی خوای بپوشی خودم به زور به تنت می کنم لباستو در بیار ببینم

جواب دادم زشته مردم تو خیابون نگاهمون می کنند

گفت :

+ چکار به مردم داریم؟ اگه در نیاری خودم لباساتو در می یارم

بعد با دستش یقه پیراهنم را گرفت و دکمه آنرا باز کرد به سرعت دستش را کنار زدم گفتم :

- خودم اینکار را می کنم

وقتی پیراهنمو در اوردم نگاهی به من کرد و گفت :

+ بیا این لباس و بگیر تنت کن شلوارتم که مناسبه

وقتی داشتم دکمه های لباسمو می بستم با خنده بهش گفتم :

- شانس اوردم که شلوار برام نخریده بودی چون اون موقع منو مجبور می کردی شلوارمو در بیارم!

ستاره خنده ایی کرد و گفت :

+ آره چی خیال کردی

ستاره داشبرد ماشین اش را باز کرد شانه ایی را به دست گرفت و موهای منو به سلیقه خودش شانه کرد و گفت :

- حالا بهتر شد

بعدش ام از تو آیینه ماشین لبانش را ماتیک زد و از من خواست که از ماشین پیاده شم

…آنروز جای همگی خالی شام مفصلی خوردیم، کلی خندیدم و هال کردیم

چند روزی گذشت هر روز می اومد پیش من سلام میکرد و می رفت دانشگاه وقتی هم بر می گشت تاصبح با من تلفنی حرف میزد بطوریکه صبح دیر سر پست حاضر می شدم.

ستاره تنها دختر پدر و مادرش بود و برادرش خارج درس می خواند وضع مالی خیلی خوبی داشتند از صحبتهای شبانه او فهمیدم که ستاره یک سال پیش ازدواج کرده بود اما از وقتی شوهرش متوجه میشه که او قرصهای اعصاب زیادی می خوره و گهگداری اختیارشو از دست می ده تصمیم به جدایی از او گرفت البته به قول ستاره اون دنبال بهانه می گشت وقتی هم از ستاره جدا شد رفت کانادا و اونجا ازدواج کرد.

بعد از گذشت یک هفته ستاره به من تلفن زد و گفت :

+ باید امشب بیای خونه ما

چون قبلا به من گفته بود دنبال یک شریک جنسی می گشت و او منو برای اینکار انتخاب کرده بود البته من به اون حق می دادم اون هم مثل خیلی های دیگه نیاز به س-ک-س داشت

بعد از خستگی یک روز کاری شب با هم وعده گذاشتیم تا منو به خانه خودش واقع در خیابان پاسداران ببره

وقتی سوار ماشین اش شدم بهش گفتم :

- چرا منو انتخاب کردی؟ این همه پسر !

+ پسرهایی که من می شناسم ظرفیت این چیزها را ندارند اونها چنین دختری را هرزه می دونند اما نمی دونند که س- ک-س یک نیازه و هر انسانی برای رسیدن به آرامش به آن احتیاج داره در ضمن من دوست دارم شریک جنسی امو خودم انتخاب کنم

دیگر تا منزلش حرفی نزدم

وقتی داخل منزل شدیم ازش اجازه گرفتم که به حمام بروم اون هم قبول کرد بعد از اینکه چشمامو شامپو زدم و در حال دوش گرفتن آب سرد بودم در حمام باز شد و ستاره از قاب در بدن عریان منو برای چند لحظه تماشا کرد وقتی نگاهم به چشمانش افتاد گفت :

+ بیا این حوله را بگیر بپوش تا سرما نخوری

وقتی حمام ام تمام شد بدنم را خشک کردم و سپس حوله ایی را که ستاره برای من آورده بود پوشیدم و بیرون آمدم صدای ستاره را از تو سالن می شنیدم که می گفت :

+ بیا اینجا جناب سروان

وقتی دیدمش خیلی زیبا شده بود لباس سکسی قشنگی پوشیده بود که هر مردی را تحریک میکرد دو پیک مشروب روی میز گذاشته شده بود از من خواست که بشینیم و مشروب بخوریم قبول کردم نشستم و پیکامونو با هم بالا اوردیم و سپس به سلامتی همدیگه نوش جان کردیم.

وقتی مشروب خوردم احساس سردرد زیادی کردم به یکباره چشمانم بسته شد و روی همان کاناپه به خواب رفتم …

وقتی چشمانم را باز کردم هوا روشن شده بود خودم برای یک لحظه نمی دونستم کجا هستم وقتی خودمو نگاه کردم دیدم نیمه لخت روی تخت خوابیدم وقتی از جا بلند شدم ستاره را دیدم که داره موهاشو شانه میکنه، بهش گفتم :

- من اینجا چکار می کنم ؟

بدون اینکه از جاش تکون بخوره گفت :

+ عزیزم دیشب تو رو بیهوش کردم تا بتونم س- ک-س-ی متفاوت داشته باشم امیدوارم که متوجه منظورم شده باشی

با عصبانیت داد زدم :

- معلوم هست چی می گی تو دیونه ایی

سپس از پای آینه به طرفم آمد و کنار من نشست دستم را گرفت و گفت :

+ می دونم از کار من ناراحتی ولی من چنین س-ک-س-ی را می خواستم تجربه کنم اگه بهت می گفتم قبول نمی کردی

ستاره مرا بغل کرد و ادامه داد :

+ حالا بدن من در اختیار تو هر کاری خواستی با من بکن …

نویسنده: آرامیس

پایان

دختری به نام ستاره (قسمت اول)

ژانویه 13, 2008

دختری به نام ستاره (قسمت اول)

(خاطرات خودم – دوران سربازی)

طبق معمول در یک روز گرم تابستان در یکی از خیابانهای تهران در حال اعمال قانون بودم و داشتم ماشینی را به دلیل ورود به محدوده طرح ترافیک جریمه می کردم که ناگهان پژوی مشکی رنگی جلوی پایم توقف کرد اعتنایی نکردم و مشغول کارم شدم تا اینکه راننده خانم پژو عینک آفتابی اش را از چشمانش برداشت و با لحنی آرام خطاب به من گفت: جناب می تونم چند لحظه وقتتون را بگیرم ؟

ابتدا توجه ای نکردم تا اینکه دوباره از من درخواست کرد یواش یواش به سمت ماشین رفتم نگاهی گذرا به او کردم از بس آرایش کرده بود نمی تونستم قیافه ی واقعی او را تشخیص بدهم سرم و پایین انداختم و گفتم :

- امرتون

+ راستش …

با خودم گفتم شاید این دختر مثل خیلی های دیگه التماس دعا داره و می خواد با چرب زبونی منو رامم بکنه تا اجازه ورود به محدوده طرح را بهش بدم

حرفش را قطع کردم و با لحنی تند به او گفتم : اگه میخوای وارد محدوده طرح بشی ، بیا برو ولی وقت منو نگیر

بعدش با عصبانیت صورتم رو برگردوندم و از ماشین او فاصله گرفتم دخترک از ماشن پیاده شد و با ناراحتی گفت :

+ من کارت تردد سیار دارم نمی خوام وارد طرح بشم

تعجب کردم سرم را به طرفش چرخاندم و گفتم :

- پس چی؟

دخترک نگاه نافذش را به من دوخت و گفت :

+ چطور بگم… آخه من این مسیر را زیاد میرم و میام و همیشه شما را سر این تقاطع می بینم که تو گرما درحال انجام وظیفه اید می خواستم اول یک خسته نباشید بهتون بگم

به سرعت از رفتارم پشیمان شدم و گفتم:

- منو ببخشید فکر نمی کردم شما برای اینکار اومده باشید آخه کمتر کسی پیدا میشه که بجای فحش و ناسزا از ما تشکر بکنه

دخترک لبخندی زد و گفت :

+ اسم من ستاره است دانشجوی رشته دارو سازی شما تحصیلاتتون چیه ؟

خنده ایی کردم و گفتم : ….

دوباره نگاهش کردم برق خاصی درچشمانش دیده می شد

بهش گفتم :

- بهتره سوار ماشین ات بشی خوب نیست من و شما جلوی مردم بیش از این صحبت بکنیم آخه امکان داره فکرهای دیگه ایی بکنند

- ستاره چشمانش را تنگ کرد و گفت

+ به اونا چه من از شما خوشم اومده میخوام باهاتون صحبت کنم

ستاره راست می گفت حق با اون بود ولی لباس من مسئولیت داشت و اجازه نمی داد که به مدت طولانی با یک دختر گپ بزنیم بهش گفتم :

- وجود شما اینجا ممکنه برای من دردسر ایجاد بکنه

خندید و گفت : باشه پس فردا می بینمت

عینک آفتابی بزرگ اش را به چشمانش زد و سوار ماشین اش شد وقتی از کنارم عبور کرد برای یک لحظه شیشه ماشین را پایین آورد و گفت :

- جناب سروان خیلی خوش تیپی !

خوشبختانه یا متاسفانه فردای آنروز محل پستم تغییر کرد و به خیابان دیگه ایی منتقل شدم و مطمئن بودم که ستاره منو پیدا نخواهد کرد ولی نزدیکهای ظهر بود که ستاره با ماشین 206 آلبالویی رنگش جلوی پایم توقف کرد تا منو دید گفت:

+ فکر نمی کردی منو اینجا ببینی نه ؟

با دیدن او تعجب کردم و گفتم :

- آره از کجا منو پیدا کردی ؟

جواب داد:

+ رفتم منطقه تون و اونجا مشخصات تو را دادم و گفتم مدارک ماشینم پیش شما جا مونده اونها هم آدرس تو رو به من دادند

هیچ فکر نمی کردم که این دختر انقدر زرنگ باشه

همینطور که زبون می ریخت از زیر عینکم خوب نگاهش کردم رنگ لباسشو با رنگ ماشین اش ست کرده بود اینبار زیبا شده بود شاید بخاطر اینکه کمتر آرایش کرده بود در همین لحظه ستاره خندید و گفت :

کی پستت تموم میشه ؟

بهش گفتم : نیم ساعت دیگه

گفت : پس من همینجا منتظرت می مونم

قبض جریمه ام رو نشونش دادم و به شوخی گفتم :

- اگه بخوای اینجا بمونی با همین قبض جریمه ات می کنم

ستاره دستاشو بالا برد گفت :

+ کجا برم اینجا که جای پارک نداره

با انگشتم پارکینگی را نشان دادم و گفتم برو اونجا و بگو این افسره منو فرستاده اون موقع یک جای پارک به تو می دن

اونهم قبول کرد و رفت

ساعت نزدیکهای 2 بود که ستاره از پارکینگ بیرون اومد و با دست اشاره کرد که پستمو تمام کنم و به نزدیکش برم اما من در حال جریمه کردن بودم وقتی کارم تموم شد نگاهی به اون ور خیابون کردم ماشین ستاره بود ولی اثری از خودش نبود درهمین موقع بنز رئیس منطقه کنار ماشین ستاره توقف کرد و از آنجا که زیر تابلو پارک کرده بود رئیس ما پیاده شد تا ماشین او رو جریمه کند به سرعت به طرف ماشین دویدم و او را از این کار منع کردم خیلی به موقع رسیدم وقتی رئیس رفت موتور سوارمون که سوار بر یک موتور بی ام و گنده ای بود کنار پام توقف کرد و گفت : مسیر داریم

گفتم مسیر کی ؟

جواب داد: مسیر رفسنجانی قراره از این خیابون رد بشه باید جلوی ماشینها را بگیریم تا حاج آقا رد بشه ؟

هنوز حرفش تمام نشده بود که ستاره از مغازه ایی بیرون اومد و نزدیک من شد موتور سوار حیظ ما نگاهی به من کرد و گفت این کیه بهش گفتم اسم اش ستاره است دو روزه باهاش آشنا شدم ستاره تا ما را دید سلام کرد و این موتورسوار حیظ ما زود تر از من جواب سلامش را داد و شروع به چاق سلامتی کرد و انقدر این احوالپرسی اش سوری بود که من و ستاره خندمون گرفته بود اما چیزی نگفتیم تا اینکه ماشین رفسنجانی به همراه اسکورتاش از کنار ما رد شدند یک لحظه دیدم رفسنجانی دستش را بعنوان سلام بالا برد!

فکر کنم رفسنجانی ام محو زیبایی ستاره شده بود که اینجور سلام می کرد!!

وقتی ماشین رفسنجانی از تقاطع رد شد موتورسوارمون دو دستی زد تو سر خودش و گفت : وای کی رد شد؟؟!! ، به سرعت موتورشو روشن کرد و به سرعت به دنبال مسیر حرکت کرد فرداش از تو بی سیم فهمیدم که موتور سوارمونو به دلیل سهل انگاری در ماموریتِ دیروز جریمه کردند اینم سزای کسی که با دیدن یک دختر خودشو پاک می بازه .

بگذریم وقتی سوار ماشین ستاره شدم به شوخی گفتم بزن بریم تا رهبر نیومده، اونهم پاشو روی پدال گاز گذاشت و حرکت کرد .

…پشت چراغ قرمز ایستاد و نگاهی به من کرد و گفت :

اگه پشت یک چراغ قرمز که هیچ وقت سبز نمیشه قرار بگیری چی کار میکنی ؟

از حرف او تعجب کردم نگاهش کردم و گفتم منظورت از این سوال چیه ؟

خندید و گفت :

+ هیچی همینجوری پرسیدم

وقتی چراغ سبز شد ادامه داد:

+ گرسنه ات نیست ؟

جواب دادم :

- آره خیلی گشنمه !

+ من یک رستوران خیلی خوب می شناسم اگه بخوای بریم اونجا

خندیدم و گفتم :

- با این لباسها که نمیشه

+ مگه چشونه ؟

- با لباسهای نظامی نمیشه که به یک رستوران بریم اونموقع مردم بمون می خندند

+ بزار بخندند مگه چه عیبی داره ؟

راستی چرا یک نظامی تو جامعه ما نمی تونه مثل بقیه زندگی کنه در حالیکه در رژیم قبل اینگونه نبود؟!، نگاهش کردم و گفتم :

- بزار یه روز دیگه تا من لباس مناسب تری بپوشم

ماشین اش را جلوی بوتیکی متوقف کرد و گفت :

+ نخیر همین الان باید بریم، سایز لباست چنده ؟

… از رفتارش خوشم می اومد دختر باحالی بود

وقتی برگشت سوار ماشین شد بسته ای را به من داد و گفت بپوش ببین اندازته به سلیقه خودم خریدم

نگاهش کردم و با حالت جدی گفتم :

- برای چی اینکار را می کنی ؟

+ چون دوست دارم

- شاید من دوست نداشته باشم تو اینکار را بکنی

+ چون دوست دارم اینکار رو کردم

ادامه دارد…

ما هم جنس گراها چه گناهی داریم؟

ژانویه 13, 2008

ما هم جنس گراها چه گناهی داریم؟

من پسر نوزده ساله هستم و همجنس گرا می خواستم بدونم مگه ما گی ها چه گناهی کردیم که گی یا بای سکشوال شدیم؟

این کار دست خودمون نبوده در صورتی که یه سری میگن اینو خود طرف بوجود آورده والا اینطور نیس بخدا می دونین چیه ؟ اونی که می خواد با یک دختر س-ک-س کنه می تونه بره تو خیابون و اگه شانس بیاره با یکی دوست بشه ولی ما گی ها اگه یک پسر یا مردی را ببینیم که ازش خوشمون بیاد جرات نمی کنیم که به طرف نزدیک بشیم می دونین چرا؟ چون اگه طرف گی نباشه و یه مقدار هم عوضی باشه … آبروتونو می بره همه متلک بارمون می کنن یا به چشم یه آدم مفعول و اِ وا خواهر نگامون می کنن در صورتی که من خودم نه مفعول هستم و نه حالت زنانه دارم تازه اگه نگن از خودم تعریف می کنم باید بگم که خیلی هم خوش تیپ هستم و خیلی راحت می تونم دوست دختر پیدا کنم ولی آخه من از س-ک-س با زن خوشم نمی یاد مگه زوره ؟

یه سری از دوستان گی من تو خارج کشور با خوشگل ترین پسرها حال می کنن ولی ما اینجا تو این ایران خراب شده باید خودمونو سرکوب کنیم .

یه بدبختی دیگه هم اینه که اینجا گی بودن رو مترادف مفعول بودن می دونن در حالیکه اصلا اینجوری نیستش گی به کسی میگن که از نظر احساسی از جنس موافق خوشش بیاد حالا چیکار میکنه اون دیگه به علاقه و سلیقه بر می گرده شما را بخدا یه کاری برای ما گی ها بکنین.

شهرام-ت

بوسه تلفنی

ژانویه 11, 2008

بوسه تلفنی

k-i-s-s.jpg

سلام الان که این مطلب را براتون می نویسم آنقدر عصبانی هستم که میخوام داد بزنم گاهی میشه که می خوام به هر قیمتی شده از این مملکت برم …. نمی دونم تا کی این وضع باید ادامه پیدا کنه … تا کی باید واسه رفع ساده ترین نیازهای انسانی مون هفته ها و روزها منتظر بشیم تا کی باید صدای بوسه کسی که عاشقش هستی رو از پشت تلفن بشنوی تا کی باید برای یه لحظه بوسیدن عشقت ساعتها تو خیابون ول بشی تا یه جای خلوتی گیر بیاری…

اونوقت میگن فساد خب بابا فساد از کجا می یاد؟ وقتی من و دوست پسرم حتی واسه درس خوندن با هم جایی نداریم وقتی که کتابخونه هم اجازه نمیده ما کنار هم بنشینیم وقتی توی پارک و خیابون وهر جایی که با هم می ریم تمام مدت تنمون می لرزه که کسی بهمون گیر نده چه جوری میشه انتظار داشت که اون جوری بمونیم که اینا می خوان؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونم این حرفا به جایی نمی رسه تا روزی که وضع اینجوری هستش ما فقط باید صدای بوسه همدیگه رو از پشت تلفن بشنویم و در حسرت یه لحظه با هم بودن بمیریم.

ب – م

ایجاد دستگاه خودپرداز سرنگ و کاندوم

ژانویه 11, 2008

ایجاد دستگاه خودپرداز سرنگ و کاندوم

19 دیماه 1386khodpardaz-kanduum.jpg

جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در پاسخ به ايسنا، از نصب دو دستگاه خودپرداز سرنگ، كاندوم و وسايل استريل بهداشتي براي كاهش آسيب معتادان تزريقي پرخطر در دو منطقه آسيب خيز تهران از نيمه بهمن ماه خبر داد.

به گزارش خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر محمدرضا جهاني صبح امروز در جمع خبرنگاران در اين باره اظهار كرد: دو نمونه از اين دستگاه ساخته شد و پيش از اين، مورد بازديد قرار گرفت. اما به دليل وجود برخي اشكالات به شركت ايراني سازنده برگردانده شد و هم اكنون در دست رفع اشكالات است.

وي بر پايلوت بودن اجراي اين طرح تنها در چند منطقه پرآسيب تاكيد و خاطر نشان كرد: پس از ارزيابي نتايج اجراي آزمايشي، توسعه نصب دستگاه‌هاي خودپرداز سرنگ و لوازم استريل بهداشتي براي معتادان پرخطر به مناطق پرآسيب بيشتري از كشور در دستور كار قرار خواهد گرفت.

جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در ادامه با اشاره به سفر دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر به عمان و ديدار وي با رييس گمرك و فرمانده پليس عمان گفت: در اين ديدار هماهنگي‌هاي لازم در زمينه آموزش نيروها، انتقال تجريبات درماني در زمينه درمان اعتياد و همچنين تقويت مرزباني بين دو كشور صورت گرفت تا كنترل مرزها به نحوي صورت بگيرد كه انتقال مواد مخدر از مرز مشترك ايران و عمان غيرممكن باشد.

وي همچنين اعلام كرد: تفاهم نامه‌اي از گذشته بين ايران و عمان در زمينه تقويت همكاري‌هاي دو كشور در جهت كنترل قاچاق مواد مخدر با مفادي همچون كنترل مرزها و افزايش همكاري‌هاي متقابل در زمينه مبارزه با عرضه مواد مخدر امضا شده بود كه در ديدار اخير بر اجرايي و عملياتي شدن اين تفاهمنامه تاكيد شد.

جهاني يكي از راه‌هاي عمده ترانزيت حشيش را خليج فارس و درياي عمان برشمرد و افزود: برخي شهرهاي جنوبي كشور درگير ترانزيت حشيش هستند كه در ديدار اخير دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر با فرمانده پليس عمان، افزايش كنترل مشترك ترانزيت مواد مخدر و حشيش از درياي عمان و ايران مورد تاكيد قرار گرفت.

به گزارش ايسنا، جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در ادامه در مورد توزيع پايلوت شربت ترياك در برخي زندان‌ها و مناطق آسيب‌خيز كشور نيز گفت: برنامه‌هاي اين اقدام و پروتكل درمان آن توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر و مركز ملي مطالعات اعتياد نهايي شده است و اجراي مرحله پايلوت آن يعني توزيع شربت در زندان‌ها به زودي آغاز مي‌شود.

وي از تشكيل جلسه‌اي بين ستاد با هنرمندان اعم از هنرمندان سينما، تئاتر، نويسندگان، نقاشان و شاعران در زمينه بررسي راهكارهاي مبارزه با مواد مخدر در آينده نزديك نيز خبر داد و اضافه كرد: در اين جلسه روش‌هاي مختلف مبارزه با عرضه، تقاضا و پيشگيري از سوءمصرف مواد مخدر بررسي مي‌شود.

جهاني در پايان از تمديد مهلت ارسال آثار جشنواره اعتياد و رسانه تا پايان دي ماه خبر داد.

دشت آخـــر

ژانویه 10, 2008

در پستهای قبلی یکی از خاطرات دوران سربازیم رو نوشتم ….

دوستان خیلی اصرار دارند که من به بخش خاطراتم بپردازم و از خاطرات س-ک-س- ی خودم بیشتر بنویسم، البته قبل از آن یادآور بشم من توانایی این را مثل بقیه دوستان ندارم که وارد ریز مقوله س-ک-س بشم و آنرا برای جلب توجه بیشتر پیچ و تاب بدهم البته راستیتش تمایلی هم به اینکار ندارم و آنرا جایز نمی دانم!

خاطرات خودم رو به چند بخش تقسیم می کنم:

1- خاطرات دوران کودکی

2- خاطرات دوران دبیرستان

3- خاطرات دوران دانشگاه

4- خاطرات دوران سربازی

اگه اجازه بدید می خوام بر خلاف روال از آخر به اول شروع کنم! یعنی از بخش دوران سربازی شروع کنم.

 

دشت آخـــر

(خاطرات خودم – دوران سربازی)

بعد از اینکه دوره آموزشی من به پایان رسید در تقسیمات کشوری شدم افسر راهنمایی رانندگی در یکی از مناطق مهم تهران و سپس بعد از گذراندن دوره ایی فشرده من و دیگر دوستانم به همراه بسته هایی از قبض جریمه راهی خیابانها (جبهه نبرد با مردم ) شدیم ، البته نا گفته ها و دردهای بسیاری از آن دوران دارم که روزی با شما در میان خواهم گذاشت.

ساعت 8 شب بود نگاهی به قبض ام کردم هنوز چند برگی از قبض جریمه ام مانده بود که باید تا ساعت 9 آنرا تمام می کردم تا بتونم برای فردا یک بسته قبض دیگه بگیرم بخاطر همین تصمیم گرفتم نیم ساعت مانده به 9 از محل پست ام به سمت منطقه (اداره راهنمایی و رانندگی منطقه …) حرکت کنم و سر راه ماشینهایی که بصورت دوبل و یا زیر تابلو توقف ممنوع ایستاده اند جریمه کنم بعد از چند دقیقه پیاده روی ماشین رنویی را دیدم که دوبله کنار خیابان ایستاده از ظاهر ماشین مشخص بود که صاحب آن وضع مالی خوبی ندارد به همین خاطر به یک تذکر اکتفا کردم و از جریمه کردن آن امتناع کردم ماشین دوم هم همین شرایط را داشت ماشین سوم نیز به همین منوال بود نگاهی به ساعت خودم انداختم یک ربع به 9 بود و من هنوز نتونسته بودم ماشینی را جریمه کنم همینطور که حرکت می کردم توجه ام به جمعیتی جلب شد که کنار سینما صف کشیده بودند خیلی شلوغ بود و ماشینها اکثرا دوبله سوبله پارک کرده بودند موقعیت خوبی بود که بتونم از این فرصت پیش امده استفاده کنم و چند برگ باقیمانده از قبضم را تمام کنم دشت اولم تویتا کمری بود که زیر تابلوی توقف مطلقا ممنوع ایستاده بود سهم آن سیزده هزار تومان ناقابل شد دشت دوم پژو پارسی بود که در پیاده رو پارک کرده بود سهم اونم 15000 تومان شد و همینطور دشت سوم و چهارم …

دوباره نگاه به قبضم کردم هنوز یک برگه دیگه مانده بود اما دیگر ماشینی برای جریمه کردن نمانده بود آخه مردم با دیدن من ماشین هایشون را از مهلکه دور می کردند اما به هر حال باید ماشینی را بعنوان دشت آخر جریمه می کردم مسیری را که پیموده بودم برگشتم به این امید که شاید در طول مسیر ماشینی را از قلم جا انداخته باشم اما نه همه شون را جریمه کرده بودم هنوز برای دشت آخر 3 یا 4 دقیقه ایی را دنبال ماشین می گشتم اما ماشین متخلفی را پیدا نمی کردم تا اینکه یکهو چشمم به پژو ایی افتاد که در گوشه خلوتی از یک کوچه زیر تابلو توقف ممنوع پارک شده بود با خودم گفتم اینم دشت آخر !

به سمت ماشین رفتم هوا سرد بود زیپ کاپشن چرمی ام رو بالا کشیدم دستانم می لرزید به سختی شماره ماشین را در قبض جریمه ام نوشتم مبلغ 7000 تومان بعنوان جریمه برایش درنظر گرفتم برگه جریمه را از دسته قبضم جدا کردم و آنرا روی شیشه برف پاک کن ماشین گذاشتم که ناگهان چشمم به داخل ماشین افتاد !!

دیدم پسرکی نیمه لخت صندلی جلوی ماشین را خوابانده و در حال تلمبه زدن بر روی یک دختر جوان است!

با دیدن این صحنه نمی دونستم چکار کنم چه عکس العملی نشان بدم اول خندم گرفت بعدش قیافه ایی جدی به خودم گرفتم و با دست زدم به شیشه . بیچاره پسره انقدر تو حس بود که متوجه من نشد تا اینکه دختره منو دید و با دیدن من به پسره اشاره کرد و پسرک تا روشو برگرداند و منو دید یکهو از جا پرید و به سرعت لباس اش را پوشید و از ماشین پیاده شد .

قیافه ی جدی به خودم گرفتم و با اخم بهش گفتم تو ماشین چه غلطی می کردی؟

بیچاره پسره رنگ صورتش مثل گچ سفید شده بود .

به من جواب داد :

هیچی جناب سروان ….

بلند داد زدم

هیچی تجاوز به یک دختر اونهم در ملا عام می دونی جرمش چیه ؟

پسرک از شدت ترس دست و پاشو گم کرده بود اون دختره نیز از خجالت سرشو پایین انداخته بود و حرفی نمیزد برای اینکه پسرک را بترسونم بهش گفتم :

الان بی سیم میزنم مفاسد تا بیان شما دو تا را ببرند خجالت نمی کشی تو خیابون …

پسرک از ترس شروع کرد به التماس کردن میگفت :

من نامزد دارم اگه نامزدم بفهمه آبروم میره پدر و مادرم منو می کشن به جونی ام رحم کن هر چی بخوای بهت میدم ولی اینکار را نکن

دلم به حال پسره می سوخت اگه التماس هم نمیکرد من هیچ وقت اینکار را نمی کردم چون پسره و دختره هم مثل خیلی از دختر پسرهای دیگه نیاز به س-ک-س دارند ولی متاسفانه به دلیل محدودیتهایی که ما خانواده ها و جامعه بوجود آوردیم اونها را از این حق محروم کردیم چرا جوان ما نباید این آزادی را داشته باشند؟ وقتی دو طرف برای یک رابطه جنسی راضی هستند به من و شما چه مربوطه! چرا حکومت ما جایی را برای عشقبازی جوانان ما فراهم نمیکنه تا انها مجبور نشوند در ملاء عام دست به این کار بزنند، جوانان ما همیشه در صدد پیدا کردن مکانهایی برای برطرف کردن نیازهای س-ک-س-ی شان هستند حالا هر چند حکومت بخواهد جلوی انها را بگیرد آنها کار خودشان را میکنند اما اگه مکانهای کنترل شده ای باشه برای اجتماع جوانان و همچنین برطرف کردن نیازهای جنسی شان چه آنهایی که موافقند و مخالفند واقفند که دیگه عمر جوان ما برای برطرف کردن نیازشان به س-ک-س بی خودی تلف نمیشه و همچنین دست به اقداماتی از قبیل تجاوز به کسی که تمایل به اینکار نداره نمی زنند و همچنین وقتی مراکز کنترل شده باشه جوانان ما کمتر دچار بیماری ایدز خواهند شد درحالیکه امروزه شاهد افزایش آمار مبتلا به ایدز در میان جوانان هستیم چون خیلی از روابط جنسی که میان جوانان شایع است زیر زمینی است چون نمی توان فهمید کسانی که اکنون دچار ایدز هستند روزانه چقدر از جوانان ما را بدون اینکه خود بدانند مبتلا به این بیماری می کنند افسوس افسوس…

سرانجام وقتی به پسره گفتم از نظر من ایرادی نداره و من موقعیت شما را درک می کنم اشک تو چشماش جمع شد و صورتمو بوسید هنگامی که با لبخند ازشون جدا شدم پسره منو صدا کرد و گفت

جناب سروان یک لحظه صبر کن سپس دوید طرفم برگه ایی به من داد و گفت: این شماره تلفن منه هر وقت کاری داشتی و یا اینکه هوس یک س-ک-س نه از نوع ماشینی به سرت زد با من تماس بگیر ( تا اینکه یک روز … )

نویسنده:آرامیس

بی صبرانه منتظر نظراتتان هستم!

رابطه دوست پسر با مادر دختر

ژانویه 8, 2008

رابطه دوست پسر با مادر دختر

andro-lesli.jpg

دختر 23 ساله انگليسي شلي بودينگتون دوست پسرش را با مادرش آشنا کرد و هنگامي که براي ديدن مادرش لسلي (43 ساله) به خانه مادرش رفت با ديدن منظره اي که با آن روبه‌رو شد درجا خشکش زد!

به گزارش روزنامه حريت ترکيه، دختر جوان 23 ساله با شنيدن صداهاي مشکوک از اتاق خواب مادرش، کنجکاو شد و سرک کشيد، دوست پسر خودش را به همراه مادرش در تختخواب مادر ديد!

شلي بودينگتون ابتدا شوکه شد، اما وقتي به خود آمد با دوربين کوچکي که همراهش بود تمام آن لحظات را به تصوير درآورد!

شلي بعد از آن انتقام سختي از مادرش و دوست پسرش گرفت و عکس هاي معاشقه آنها را در فيس بوک منتشر کرد!

او که مي‌گويد دوست پسرش آندرو بلي (22 ساله) را نخواهد بخشيد گفته است ديگر تمايلي به ديدن مادرش نيز ندارد.

به گزارش “نيوز آو د ورلد” مادر اين دختر هم در دفاع از خود گفته است: “خواستم جلوي خودم را بگيرم و مقامت کنم، اما کاري از دستم برنيامد!!” و ادامه داد: آندرو (دوست پسر دخترش) او را با چرب زباني و فرستادن اس.ام.اس هاي مختلف فريب داده است!!

جهت ديدن عکس ها کليک کنيد

سکس پارتي 6 نفره با راننده سرويس!!

ژانویه 8, 2008

سکس پارتي 6 نفره با راننده سرويس!!


party6nafareh.jpg

راز شش معلم زن که هر صبح با راننده سرويس معلمان س.ک.س پارتي داشتند لو رفت!

قضيه زماني لو رفت که راننده ميني بوس معلمان عاشق يکي از آنها شد. از شش معلم زن، پنج تاي آنان شوهردار بودند و راننده سرويس نيز قهرمان س.ک.س آنان به شمار مي رفت!

در شهر ساکت و آرام سالاداس آرژانتين شش معلم زن با راننده اي که هرصبح آنها را به دبيرستان مي رساند شروع به عشق و لذت بردن جسمي کردند. قضيه هنگامي بودار شد که سرويس معلمان زن هر روز ديرتر از موعد به مدرسه روستاي پاگو دل دسه ئو مي رسيد.

راننده سرويس و شش معلم زن هر روز صبح در راه مدرسه در يک جاي خلوت ميني بوس را متوقف مي کردند و به طور دسته جمعي س.ک.س مي کردند. راننده عاشق يکي از معلماني مي شود که با او س.ک.س دارد و اين مسأله باعث حسادت شديد ديگر معلمان مي شود. معلمان زن سنيني بين 30 تا 40 سال داشته اند. راننده سيري ناپذير مدرسه هم به مدت 1 سال هر روز معلمان را به مدرسه مي رساند و در بين راه در يک نقطه خلوت توقف مي کرد و به کار مشغول مي شد!

اما ماجرا هنگامي که زنان معلم ديگر نسبت به عشق يکي از معلمان و راننده سرويس حسادت کردند لو رفت.

يکي از معلمان موبايل راننده را دزديد و عکس هاي س.ک.سي مربوط به معلمان و راننده را در اينترنت پخش کرد.

مسأله تا جائي رفت که يکي از شاگردان مدرسه که مادرش معلم آنجا بود با ديدن عکسهاي س.ک.س مادرش به راننده بيهوش شد.

اين قضيه در هفته اخير در تمام آرژانتين پيچيده است. وزارت آموزش و پرورش آرژانتين پرس و جو را در اين زمينه آغاز کرده است اما خاطر نشان کرده است از آنجايي که اين مسأله در بيرون از محيط آموزش روي داده است دخالتي در اين قضيه نخواهد کرد.