Archive for the ‘گفتمان عشقی’ Category

اهمیت پیش نوازی در رابطه جنسی و ازدواج

فوریه 7, 2008

اهمیت پیش نوازی در رابطه جنسی و ازدواج

pishnavazi-dar-rabete.jpg

در حقیقت پیش نوازی بخش مهمی از یک ارتباط جنسی موفقیت آمیز را تشکیل می دهد. چیزی است که سبب میشود طرف مقابل بیش از پیش تحریک شود.

آیا شما و همسرتان احساس می کنید که زندگی مشترکتان میل و رغبت و گرما و انرژی خود را از دست داده است؟ آیا اشتیاق و فضای رمانتیک رابطه ی خود را از دست رفته تصور می کنید؟ تصور بر این است که وقتی چند سال از زندگی مشترک دو نفر می گذرد، یک چنین حالتی بوجود می آید. اکثر زوج ها می گویند که در ابتدا رابطه ی آنها خیلی گرم و پر شور بوده است؛ اما چه اتفاقی افتاده؟ چه چیزی شور و هیجان ابتدایی را از آنها گرفته؟ پاسخ این سوال کاملاً ساده و قابل درک است.

در ابتدای رابطه طرفین در حال درک و یافتن خصوصیات یکدیگر هستند. آنها تمایل دارند که مرزها و محدوده های یکدیگر را شناسایی کنند. بیشتر زوج ها از زمانی که با یکدیگر آشنا می شوند، تا وقتی که با هم ازدواج می کنند، هیچ گونه رابطه ی جنسی با هم برقرار نمی کنند؛ اما آیا این امر بدان معناست که در دروران عقد هم نمی توانند به هیچ وجه یکدیگر را لمس کنند؟ اصلاً؛ این دقیقاً همان کاری است که در این دوران باید انجام دهند. آنها باید یکدیگر را لمس کرده و نوازش کنند. یکدیگر را در آغوش بگیرند و ببوسند. میل خود را نسبت به دیگری ابراز کنند، و به طرف مقابل نشان دهند که احساس زیادی نسبت به او دارند.

زمانیکه زوجین به مرحله ی معاشقه برسند، از تحریک پذیری بالایی نسبت به هم برخوردار خواهند بود. این مسئله به دلیل امری فرای شیمی مطلوب فی ما بین بوجود می آید و می توان گفت که بخش اعظمی از آن به دلیل نوازش کردن ها و در آغوش گرفتن ها بوجود می آید. دوران ابتدایی ازدواج سرشار است از حمام های آب گرم دو نفره و معاشقه های طولانی مدت. اما چرا پس از مدتی همه چیز ناپدید می شود؟

من تصور می کنم که دلیل اصلی این امر که میل و اشتیاق برای ارتباط جنسی پس از چندی در میان زوجین از بین می رود این است که شرکای جنسی دیگر برای هم جدید و باروح و پرنشاط نیستند.

زوجین دیگر مانند گذشته همدیگر را لمس نمی کنند، در آغوش نمی گیرند، و ناز و نوازش نمی کنند. به نظر می رسد که فقط به این خاطر به رختخواب می روند که ارضا شوند و هیچ چیز دیگر برایشان مهم نیست. آیا آنها فراموش کرده اند که ارگاسم تنها بخش ناچیزی از ارتباط جنسی است؟

رابطه ی جنسی به این دلیل در ابتدای آشنایی از جذابیت بالایی برخوردار است چرا که در آن نوازش و لمس کردن و در آغوش گرفتن زیادی وجود دارد. به این امور به طور کلی “پیش نوازی” اطلاق می شود؛ اما چقدر اتفاق می افتد که زوج هایی که برای 10 سال یا بیشتر با هم ازدواج کرده اند، چنین کارهایی را برای هم انجام دهند؟ اگر بخواهیم صادقانه به این پرسش پاسخ دهیم، باید بگوییم که به ندرت چنین اتفاقی روی میدهد. چقدر اتفاق می افتد که یکدیگر را در آغوش بگیرند و شیطنتت به خرج دهند؟ متاسفانه به ندرت.

اما جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد؛ شما اگر بیستمین سال زندگی مشترکتان را نیز می گذارانید این توانایی را دارید که اشتیاق و تمایلی که در ماه عسل داشتید را به زندگی خود بازگردانید! تنها چیزی که به آن نیاز دارید قدری پیش نوازی است.

در حقیقت پیش نوازی بخش مهمی از یک ارتباط جنسی موفقیت آمیز را تشکیل میدهد. چیزی است که سبب می شود طرف مقابل بیش از پیش تحریک شود. حرکت کوچکی است که سبب می شود میل طرف مقابل به شما دو چندان شود. زمانیکه فقط به بستر رفته و همه چیز را با مقاربت شروع کنیم، نباید انتظار داشته باشیم که تحریک شویم و به اوج لذت جنسی دست پیدا کنیم. این امکان وجود دارد که برخی از افراد حتی موفق شوند به ارگاسم نیز برسند، اما باید نیمی از وقت خود را صرف تحریک کردن خود و طرف مقابل بکنند. این کار فاصله زیادی با یک معاشقه ی رمانتیک دارد.

اما اگر ارتباط جنسی خود را با قدری پیش نوازی بیامیزید، آنوقت پیش از مقاربت هر دو نفر به مرحله ی تحریک شدگی می رسند. هر دو نفر آماده هستند، تمایل دارند و به اندازه ی کافی برانگیخته شده اند. این امر سبب می شود رابطه بهتری را برقرار کرده و هر دو نفر رضایت بیشتری را از ارتباط خود احساس کنند.

پیش نوازی چیزی نیست که حتماً لازم باشد آنرا قبل از ارتباط جنسی شروع کنید. پیش نوازی را حتی می توانید صبح شروع کنید، حتی اگر تا پایان شب نتوانید رابطه ی جنسی برقرار کنید. به خاطر داشته باشید که همان نوازش ها، در آغوش گرفتن ها و بوسه های کوچک هستند که تمایل و برانگیختگی زیادی در طرف مقابل ایجاد می کنند. خوب شروع کنید و حتی زمانیکه در حال تماشای فیلم هستید دستتان را بر روی پای معشوقه تان بگذارید. بوسه های آرام و لطیف از او بگیرید و کمی شیطنت کنید و یا حتی خیلی زیاد… فقط فراموش نکنید که مهمترین قسمت یک رابطه جنسی رضایت بخش، چیزی نیست جز…. پیش نوازی ! .

چهار روش برای گفتن “دوستت دارم”

فوریه 7, 2008

چهار روش برای گفتن “دوستت دارم”

4raveshe-dostat-daram.jpg

هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما میتوان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر باشد.

گفتن “دوستت دارم” معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت “دوستت دارم” را بر زبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.

راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟

1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید

یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.

به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.

همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.

بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن “دوستت دارم” نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.

متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: “مرسی از اینکه…..را انجام دای” و یا “از تو سپاسگزاری می کنم که…..” و یا “من تو را تحسین می کنم که……..” سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.

2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است

سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.

هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید. با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.

می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن “دوستت دارم” کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.

3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند

با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند “دوستت دارم” را به طرف مقابل اثبات کند.

مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.

با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.

به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.

4- همه چیز او باشید

چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.

حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.

سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.

در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.

اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه “دوستت دارمی” به او اثبات میکند که دوستش می دارید.

زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.

خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید.

نامه دختر عاشق

سپتامبر 24, 2007

ایمیل پسری به من قلب مرا جریحه دار کرد با گرفتن اجازه از او به شرطی که هویتش ناشناس بماند به من این امکان را داد که بتوانم شما را از محتویات نامه با خبر کنم تا خود شما دوستان عزیز به قضاوت بنشینید

متن نامه ارسالی به این شرح است

نامه دختر عاشق

( من چون شما را از هر کس ديگه ای به خود نزديکتر ميبينم، ميخام موضوعی را براي شما تعريف کنم که شنيدنش خالی از لطف نيست، خواهر يکی از دوستام که در آستانه جدایی از BF خودش هست از من خواست که وقتی ميرم تهران اين ، نامه را شخصاً به دست BF (که يکی از دوستان صميمی بنده هست (هست نه بود) برسونم)

وقتی که با يکی از دوستان رفتم خونشون نامه را بهش دادم،

ميدونی قبل از اينکه نامه را بخونه چکار کرد؟

…اونو پاره کرد و گفت که بهش بگو که ديگه تل و نامه نده

چون آقا ديگه هالشو کرده و ديگه به اون احتياجی نداره حالا عاشق یه دختر تهرونی شده

هيچ وقت فکر نميکردم سرنوشت اين 2 نفر که هميشه به عشق اونها حسوديم ميشد اينجوری بشه ، حالا فهميدم که عشق اين رفيق ما فقط بخاطر هوسش بوده نه بخاطره عشقش

به بهانه ازدواج زندگيشو تباه کرد

بعد از اينکه نامه را پاره کرد نشستم تمام تکه هاي کاغذ رو کنار هم گذاشتم تا بتونم متنشو بخونم!

الان هرچی فکر ميکنم که چطوری موضوع را براش (برای دختره) بگم! به نتيجه نميرسم شايد شما بتونی کمکم بکنی؟؟

ولی فکر کنم الان ديگه فهميده باشه چون تا حالا از جواب دادن به اون طفره رفتم

موقعی از اين ديوانه تر شدم که متن نامشو خوندم!

آخه آدم چقدر ميتونه پست باشه که به اين صورت از احساسات يه دختر سواستفاده بکنه، الان که با برادرش صحبت ميکنم ميگه که يه بار خواهرش ميخواسته خودکشی کنه که جلوشو گرفتند

ميدونی براي چی؟؟ بخاطره اينکه اون ديگه يه دختر نيست اون …..!

ميخواستم علتشو (علت خودکشی) به برادرش بگم ولی جراتشو پيدا نکردم ، آخه اونا نميدونن که دخترشون BF داشته…

حالا نميدونم چکار کنم………!

نميدونم اين همه ذوق و سليقه را از کجا اورده که انقدر قشنگ حرفشو بيان ميکنه شايد هم از نوشته هاي ديگران براي بيان حرفش استفاده کرده باشه ولی روی هم رفته خيلی خيلی سوزناک و دردآوره )

اين متن نامه….

نميدونم از کجا بايد شروع کنم، از احساسات مشترکمون بگم يا از جايی که ديگه مشترکاتی ديده نميشه. از روزهای حساس بگم که با هم اشک ميريختيم و با هم عاشق بوديم و با هم آهنگهای عاشقانه گوش ميداديم : (بردی از يادم، دادی بر بادم، با يادت شادم… )

يا روزهايی که ديگه عاشق بودن همش بهانه بود. نميدونم از کجا شروع شد، يک جورايی ديگه به هم اعتماد نميکرديم، نه من به اون و نه اون به من. اين سوءظن بزرگ و بزرگتر شد. طوری که ديگه نميگذاشت ما با هم آهنگ بخونيم، ديگه صدای بردی از يادم… دادی بر بادم… شنيده نميشد. ديگه اشکهامون با هم نميومد. اشکهامون موقعی ميومد که دور شدن همديگر رو از هم ميديدم.

دوست داشتم پيشت بودم. يادته هميشه ميخواستم بيام و بغلت بشينم. عشق بازيمون رو باورت ميشه که از ته ته قلب بودن؟ عشقمون رو دوست داشتم. خيلی خوب و پاک و خالص بود.

برای من يک نوع جديد از عاشق شدن بود. من که ديگه قدرت عشق رو باور نداشتم يکبار ديگه قدرت عشق تکونم داد. نميدونم بايد چی بگم. سعی ميکنم احساس تو رو نسبت به خودم بفهمم. حتی لحن نوشته هام عوض شده، نميدونم چی، ولی يک چيزی حرارت عشقمون رو کم کرده. نميخوام آتيش عشقمون خاموش بشه. ميخوام خودم و تو رو نجات بدم. گرمای عشقمون هميشه به من جون ميده که زندگی کنم ولی نميدونم چرا داريم سرد ميشيم. اصلا چرا هوا سرد شده؟ من سردمه.

داره پاييز ميشه. پاييز عشقمون داره از راه ميرسه.

هيچ ميدونستی از پاييز بدم ميادی ازش ميترسم. از برگهای خشک و از رنگهای پاييز بيزارم. بزار دوباره بيام کنارت. توی اين سرما فقط اون حرارت با تو بودنه که بدنم رو دوباره گرم ميکنه.

ببينم……تو سردت نيست؟

به من بگو که عشمون زنده است. بگو که ميتونم خودم و تورو نجات بدم. اين دوريها عجب بد درديه. کاش ميشد پيشت بودم. کاش ميتونستم رو زانوهات بشينم و تو با موهام بازی کنی. کاش با هم درمورد چيزهای بزرگ زندگی حرف ميزديم. يادته هميشه زياد سئوال ميکردم؟ يادته؟ يادته تا صبح با هم حرف ميزديم؟ يادته از با هم بودن سير نميشديم؟ پس چی شد؟ کجا رفت اون نزديکی؟

بهش بگو که برگرده، بهش بگو که ميخواد دختر خوبی باشه. مگه بهت نگفته بود که پای همه چی واميسه. مگه نگفته بود يا کاریرو شروع نميکنه يا اگه شروع کرد تا آخرش ميره.

راستی يادته يک امانتِ کوچولو پيشت گذاشت؟ دلش رو پيش تو امانت گذاشت و گفت تو رو خدا امانتدار خوبی باش.

من ديگه بدون اون امانت زنده نيستم. ای کاش قبل از مرگم دوباره صدات رو ميشنيدم يا دوباره شعرمون رو با هم ميخونديم. ميخواد بهت بگه که هنوز دوستت داره با اينکه بهش گفتی که ديگه نميخوايش و ميخوای بندازيش دور.

گفت که اصلا گريه نکرد، آخه به قول خودش بزرگ شده، خانم شده، آدم که بزرگ بشه که ديگه گريه نميکنه. مگه نه؟

ولی يواش کنار گوشت گفت که بدجوری بغض کرده. داشت توی دلش گريه ميکرد ولی خواست که قوی باشه و اشکش جاری نشه. آخه يک قولی بهت داده بود. ميخواست فقط با تو گريه کنه و با تو بخنده.

هميشه به خود باورانده ام که بزرگتر از آنی که بتوانم حرفهای حقيرم را بر ذهنت بنشانم … ولی با اين وجود کلامم را تقديمت ميکنم و اگر خواستار باشی نفسم را هم … و برايت می گويم … می گويم از محبت … دوستی و عشق … عشقی که باوراندنش به مردمان برای هر دوی ما کاريست بسی مشکل…

عزيزم…

به من بگو چگونه می توانيم به دوستان بفهمانيم والا بودن ارزش عشقمان را تا برهانيم يکديگر را از تمسخرها … گوشه و کنايه ها و همه موانعی که راهمان را سد می کنند…

چگونه می توانيم خواستار اين باشيم که تفاوت عشقمان از باقی درک کنند…

ميدانم يکديگر را در اين راه ياری خواهيم رساند … ولی آيا ممکن است؟! … فکر ميکنی آماده گی اش را دارند؟…!

امیدوارم….!

ولی عزیزم باز هم مهم نیست…!

مهم ماییم که باور داریم عشق … روح و وجود یکدیگر را…!

مهم ماییم که عشقمان را با منطق به وجود آوردیم…

و مهم ماییم که می کوشیم برای پرورش دادنش…!

پس ایمان داشته باش به این عشق پاک و فراموش کن هرآنچه را که در اطرافت تو را می آزارد.

اون حتی به خودش اجازه نداد که حداقل در پاکت نامه رو باز کنه!

دلم داره می سوزه!

آخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟

از شماخوانندگان می خواهم که جواب سوال این دوستمان را بدید با نوشتن مطلبی هر چند کم او را دلداری دهید راستی به نظر شما دختر چد درصد در حوادث پیش آمده مقصره؟

خوشحال می شم نظرات شما عزیزان را در این مورد بدانم.

انتظار

آگوست 10, 2007

انـــتــــظار

چشمان نگرانت به کدامین در خیره شده و در تنهایی ذهنت ، در فراسوی درها به جستجوی چه چیز برخاسته ای؟! هیچ کجا و هیچ کس نیست برای چون توئی که تنهاییت تا وسعت مرگ ادامه دارد. هرگز هیچ کجا، هیچ کس و هیچ وقت به انتظار نایستاده است و تو بیهوده ترین انتظار را با خود داری. خودت هم نمی دانی انتظار چه را می کشی، حتی در تصورات خویش تصویری زلال از این انتظار نداری. اما فقط این را می دانی که باید به انتظار ایستاد. حس غریبی ترا به اینگونه جایی که نمی دانی کجاست، به انتظار چیزی که نمیدانی چیست، واداشته است. میگویی باید کسی باشد! باید کسی بیاید! اما کی و کجا نمی دانی

با نام عشق برای عشق

آگوست 10, 2007

با سلام

خب دوست دارم اولین مطلب وبلاگم رو با نام عشق برای عشق شروع کنم

عشق شامل دوست داشتن بيش از حد وزياد است ودوست داشتن از نگاهی ديگر است!

عشق در واقع اگر شديد شود تبديل به جنون شده وصدمات زيادی را به فرد وجامعه وارد ميسازد.

مخصوصا اگر کسی را بپرستيد ودر آخر به اونرسيد، ديگر متوجه کارهای خود نيستيد مانند کسی که الکل بيش از حد استفاده کرده باشد ودر حال مستی تمام وعام باشد! پس اين توصيه را به شما ميکنم که فردی را که به او عشق ميورزيد هرگز دل او را نشکنيد و با او به ملايمت برخورد کنيد و کلمات عاشقانه بکار ببريد.

عشق؟! …

يه کسی رو ميخوای که دوستش داشته باشی
کسی که تمام روحياتش مثل خودت باشه
کسی که روحشو احساس کنی
کسی که وقتی حرف ميزنه تمام حرفها برات آشنا باشن
کسی که مثل تو نباشه … خود تو باشه … !
خيلی دنبالش ميگردی
آره … همزمان با همه احمق بازيهات … !
پيداش نميکنی … سخته … !
نااميد ميشی
سرد … سرد
تصميم ميگيری همه چيزو فراموش کنی
گذشته و حال و آينده رو … !
فقط ميخوای همينطوري سرد و بی صدا بری
به کجا ؟! … خودت هم نميدونی … !
فقط ميخوای بری و نرسی … !
تو اوج نااميدی … سردی … خستگی و احتياج
مي بينيش … !
حرفهای خودتو ميزنه
احساس ميکنی روحتو دزديده و تو جسم خودش جای داده … !
باورش سخته … !
کسی که هميشه فکر ميکردی : حتی نميدونه تو وجود داری … !
ولی
دوری … فاصله … نزدیکی … !
همه رو فراوش ميکنی و فقط کسی رو می خوای که زندگيت تو دستشه … !

و الان :

میپرستم ، میپرستم آن نگاه معصومت را

میپرستم سخنان قلب پاکت را… آن نوای شیرینت را… و صداقت روح شفافت را